سلام دوستای خوبم از این به بعد مارو اینجا هم میتونید دنبال کنید.
درعجبم از هوش وذکاوت مثال زدنی بچه های امروز
خیلی وقتا روژین حرفای بی وقفه ای رو تکرار میکنه واغلب توجهی رو جلب نمی کرد تا چند شب پیش که ما مهمون داشتیم رو به پدر بزرگ : طبیعی من با تو فرق میکنه پس استداد من با تو فرق می کنه
بعد از چند بار تکرار مطلب ما تازه فهمیدیم چی میگه ؟؟؟؟؟
جاداره همین جا از مهد خورشید (مدیریت مثال زدنیش ،مربیهای مهربون وخوش برخوردش )تشکر کنم البته اونایی که منو میشناسن میدونن بنده ید طولایی در شناسایی مهد ومربی ومدیر و... دارم وجالب تر اینکه دیگه برام تشخیص محبت وتظاهر به اون مثل آب خوردنه....
من مطمئنم اینا رو روژینم از مهد یاد گرفته وچقدر امیدوار کننده اس چون من اگه خودم مربی مهد بودم همین که بتونم بچه هارو آروم کنم تا همدیگه رو نجزونن و...برام سخت ترین کارا بود حالا اینکه بیام از این حرفا هم واسشون بزنم
که ....بابا بی خیال
قشنگ مفهوم رو می رسوند که بچه ها باهم فرق میکنن واستعدادهاشون متفاوته
عصر بیرون بودیم باد شدیدی می وزید میگه : مونه باده ؟
من : آره مانی .
میگه : نگاه کن درختا دارن می رقصن، بهشون بخند خوشگل می رقصن.هی هی هی



دیروز رفتیم بیرون وبرگشتیم خانومی رفته دس ت ش و ی ی میگه : مونه بیا منو بشور
من رفتم بشمورمش میگه : مونه خیلی دوستت دارم اونقدر که اگه خدا بخواد تو رو بهش پس نمی دم.



دیشب آخر شب بهش میگم: مانی فرداشب تولد باباییه
میگه : خب
میگم: خب چی کنیم مانی
میگه : یه کیک گنده واسش بخریم
میگم: کادو براش چی بخریم؟
میگه : لباس بن تن.
(کلا بن تن در پسرا ومردا خلاصه میشه واسه روژین)
در آخر یه اثر هنری از روژینم
مانی قربون اون آلبالوهات بشه که از بس دوست داری این میوه رو بزرگ تر کشیدی وبه همه تعارف می کنی از آلبالوها بخورن.

مطالب قدیمی تر »
