برگرفته از کتاب"به بچه ها گفتن واز بچه ها شنیدن"

ایندفعه نوبت به تنبیه وعلل مردود بودن وجانشینهای اون میپردازیم.

دکتر جینات: موضوع برسر این است که تنبیه کارساز نیست زیرا موجب حواس پرتی می شود سبب میگردد به جای اینکه از انجام کاری پشیمان شود ودرباره ی اصلاح عمل خود بیندیشد گرفتار انتقام خیالی شود وبه بیانی دیگر با تنبیه کودک عملا اورا از روند درونی بسیار مهم مواجهه با اعمال بدش محروم میکنین.

جانشینهای تنبیه:

١-به روشهایی اشاره کنید که مفید باشد.

چه خوب می شد اگه میتونستی چندتا لیموی درشت واسمون جدا میکردی به جای: بیا کنار پدر وقتی بیاد خونه ازاینا با خودش میاره.

٢-تقبیح شدید خود را بیان کنید.(بدون حمله به شخصیت )

دوست ندارم جریان از این قرار باشه دویدن بچه ها تو فروشگاه مشتریهارو ناراحت میکنه.به جای:تو مثل حیونای وحشی رفتار میکنی!امشب از تلویزیون خبری نیست.

٣-انتظارات خود را جز به جز شرح دهید.

من انتظار دارم وقتی باهام به فروشگاه میای کمکم کنی چرخ دستی رو برونی واز روی لیستی که قبلا نوشتیم چیزایی رو که میخوایم برداریم. 

۴-به کودک نشان دهید چگونه می تواند خطای خود راجبران کند.

دفعه ی بعدی که میرین فروشگاه.

۵-به کودک فرصت بدهید.

دویدن ممنوع این فرصت رو داری که یا راه بری یا تو چرخ دستی بشینی.به جای: اگر بازهم در حال دویدن ببینمت ادبت میکنم.

۶-با موضوع برخورد فعال داشته باشید.

در حالیکه بغلش کردین وداخل چرخ دستی میذارینش:میبینم که تصمیم گرفتی توی چرخ دستی بشینی.به جای: خودت اینو خواستی وکتک.

٧-بگذارید کودک پی آمد رفتار خود را تجربه کند.

دفعه ی بعد اونو با خودتون نبرید تا متوجه بشه کارش اشتباه بوده.

(از جمله مشکلاتی که تا حالا حتی یکبارم که شده از نزدیک درک کردید مساله خرید از فروشگاههای بزرگ است که با توجه به موارد بالا این مثال رو مطرح میکنیم.)

اگر با راهکارهای بالا حل نشد.

برای حل مشکل:

گام اول: درباره احساسات واحتیاجات کودک خود صحبت کنید.(بدون در نظر گرفت زمان وبا حوصله وصبر زیاد)

گام دوم:درباره احساسات واحتیاجات خود صحبت کنید.(مختصر ومفید)

گام سوم:با هم فکر کنید تا راه حلهای قابل قبولی برای هر دو طرف ارائه دهید.

گام چهارم: همه نظرها را یادداشت کنید.(بدون ارزیابی)

گام پنجم:ببینید کدامیک از پیشنهادها را میپسندیدوکدام را نمی پسندید.واز کدام میخواهید پیروی کنید.

کودک نیاز دارد گاهی اوقات نارضایتی ها را احساس کند ولی اگر واکنش ما به آن درجه باشد که کودک خود را به خاطر خطاهایش حقیر وبی ارزش بشمارد از قدرت خود به عنوان پدر ومادر سو استفاده کرده ایم وامکان آن را آفریده ایم که احساس گناهکاری اغراق آمیز ونفرت از خود نقش بزرگی در تکامل شخصیت کودک داشته باشد.

به جای "ببین چه کار کردی تلویزیون بی تلویزیون"

جملاتی از اینگونه:"من از کاری که انجام دادی خوشم نمی آد وانتظار دارم مواظب باشی."

ما امیدواریم که بعدها در زندگی بعنوان یک آدم بزرگ وقتی کاری انجام میدهد که موجب پشیمانی میشود با خود بیندیشد چه کار بکنم تا بتوانم جبران کنم نه اینکه "اونچه کردم ثابت کرد آدم بی ارزشی هستم که سزاوار تنبیه است".

این پست طولانی شد وبقیه اش رو در پست بعدی میذارم.