سلام به روی ماهت

سلام به اون چشای براقت

سلام به اون موهای فرفری

به اون چشای گردلی 

به اون دماغ قلقلی

به اون لبای قلوه ای

اینقدر که این شعرو واست خوندم حفظش شدی وخودتم با هام همراهی میکنی.

دخترنازم  دونه ی الماسم

اینروزها که مهد نمیری صبحها از خواب بیدارشده نشده چشاتو باز نکرده میگی : مونه من میخوام کزا برم یا رزین میخواد کزا بره؟(رژین میخواد کجا بره؟)

منم میگم: خونه مامان جون .

اونموقع است که پامیشی وسریع حاضر میشی وراه میفتی وتو راهم میپرسی خال سوکو هس ؟ حبیب هس؟(خاله شکوه هست -باباحبیب هست)

بعدشم میگی : اگه رئیست نبود منم ببر استانداری.(البته با حرکت وتاکید با انگشت اشاره)

خلاصه این مکالمه ی هر روز صبح ماست البته بجز یادآوریهای زود باش ومن دیرمه وکنار حوض نرو ودست به آبش نزن کثیفه ویه کمی تند تر بیا.وآخرشم که چشای نازت به تاب تاب میفته : الان هباسده هر وق هبا خوب سود میام تاب تاب واز اون سسه آبیه سر میخورم.  (الان هوا سرده وقتی هوا خوب شد میایم تاب سواری واز اون سرسره آبیه سر میخورم)

نازنینم  مه جبینم

توی دارو خوردن خیلی اذیت میکنی .البته بهت حق میدم ولی خب چی میتونم بکنم اگه میشد بجات دارو میخوردم وتو خوب میشدی حاضر بودم تلخ ترین شربتها رو بخورم (البته این خصوصیتت کاملا به خودم رفته منم تو خوردن شربتها مشکل شدید داشتم واغلب حالمو بهم میزد)

وقتی میخوام برات اسپری بینی بزنم یا بینی قشنگتو شستشو بدم میگی وایسا خودم بگم اول کدومو؟(منظور اینه که اول تو کدوم یکی بریزم یا بزنم)

گلم شاخه سنبلم

وقتی دست وپاهای نحیف ولاغرتو میبینم همش خودمو سرزنش میکنم که شاید عدم رسیدگی من باعث شده باشه.

ولی خب اشتهای دخترم کاملا فرق کرده وروز بروزم بهتر میشه.دیشب پاستل روغنیهایی که تو بیمارستان بهش هدیه شد رو پیدا کردی ومیپرسی مونه این چیه؟ (یعنی من نمیدونم چیه؟)

خلاصه یکمی باهاشون بازی کردی وبعد از خوندن نصف کتابهات خوابت برد.اینو بگم تازگیها خیلی خیلی حساس شدی وتا لحن صحبت طرف مقابلت یه کمی تغییر میکنه سریع میگی : چی گفتی منو دوا کدی (منو دعوا کردی) کاره بده مامان جوق ناراحت میشه باهام دوا کنیا!