هیچ شده تا حالا به این فکر کنین که تاریخ مصرف زندگی مشترک هم ممکنه تموم بشه؟

راستی شده به این فکر کنین که تا چه اندازه به طرفتون احساس دارین وتا چه حد وابسته ی اونین؟

یا شاید بهتره بگم چقدر از با هم بودن لذت میبرین؟

بود ونبودش چقدر توخونه براتون فرق میکنه.

جالبه آدما چقدر زود بهم عادت میکنن ومدل وحددلبستگیهاشون فرق میکنه!

یه دختر لوس وننر که تادیروز همه ی کارشو مامانش میکرده وحتی لیوان آبم اون بدستش میداده حالا امروز خودشو تام الاختیار وقف یکی دیگه میکنه وتازه اونم ناراضیه ؟

همه ی ماها که زنیم وبه وبلاگهای هم سر میزنیم تا حالا شده به خودمون وروزمرگیهامون دقت کنیم که همش دلمون میخواد رضایت دیگران رو جلب کنیم .حالا اون دیگران یا همسرمونه ویا فرزندمون ویا خونواده های......

تا حالا نشده توی یه وبلاگ بخونم بجز خرید کسی کاری واسه خودش کرده باشه کسی یه مسافرت رو ترتیب داده باشه که با دوستاش حال کنه وهیچ چیزی حتی زنگ موبایلم آزارش نده وبه هیچ کس جوابگو نباشه لذا نتیجه گیری شخصی من اینه که زنها خیلی خیلی فداکارتراز مردان.

چون اونا خیلی راحت وبدون دغدغه با دوستاشون قرار کوه وشنا وخوشگذرانی و....حتی مسافرت مجردی میذارن وبعدش تازه با خانومشون هماهنگ میکنن وشایدم اگه یه کمی از زنه حساب ببرن یه دلیل وبهونه ای واسه این کار میتراشن از جمله قرار کاری ماموریت و....

تازه وقتی هم توخونه هستن وقت مفیدشون شاید کمتر از یکی دوساعت باشه وخستگی وبی حوصلگی ومشکلات مالی و.... بهترین راهکارشون برای رهایی از حرف وحدیثهای آتی میباشد.

دلم نمیخواد موضوع رو بی جهت تطویلش کنم بنابراین همینجا میگم دم تموم خانومای ایرونی گرم کهحتی بی قید وبندترینشونم  اینقدر زود پابند ومتعهد میشه!