بازم از شیرینهای عسلم براتون بگم.

امروز صبح یکی از کتابهاشو که خودش پاره کرده نشون میده :اینو چی کنم خراب سوده؟

من : مامانی باید بندازیش دور چون پاره شده.

رژین : نه ببریم بانگ دوروسش کنن.(منظور همون بانکه احتمالا از کسی شنیده اسکناسهای پاره واین صحبتا).

************************

دیروز داشتم یه یادداشت از نیازمندیهای  روزانه مون مینوشتم میگه: اگه کارتو انجام دادی لطفا اون مدادو بده بمن.

************************