سلام به دوست جونای خودم وخاله های مهربون دخترم

اومدم سریع این چند کلام از شیرین گفتارمو بگم وبرم.Coffee Screen

اونروز میگه : مونه سیر موز(شیر موز)بدهMartini

بنده:چشم.

دخترکم:مونه آوویوه (آبمیوه)بده.

بنده:بفرما.

 دخترکم:مونه نوسیدنی بده.

بنده:بفرما.

دخترکم:دست گلت درد نکنه.

بنده:

درضمن باید بگم ٣٠امین روز همین ماه تولد یکی یدونه ی منه واگه واسه جشن توی این سن وسال ایده ای دارین برام بذارین.

دیروز رفتیم خریدواز اونجاییکه رژینم عاشق میوه خریدنه یه پلاستیک برداشته بود خریداشو توش بذاره ومن دلواپس سلامت دستاش که به دهنش نزنه وخلاصه یه کم هم از آقا رضای خیالی وفلفل میترسه که در همون حین آقای میوه فروش با اخم ازش پرسید فلفل میخوای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعداومدیم تو ماشین میگه : آقاهه چی گفت؟

من : گفت فلفل میخوای؟

دخترکم: من چی گفتم؟

من : هیچی نگفتی.

دخترکم: چرا بهش اخم کردم.(منظور اینه که این از صدتا ف ح ش بدتره)

تازگیها وقتی عکسای کوچیکیاشو نگاه میکنه یا اسباب بازیهای قبلترهاشو میبینه میگه: این مال ا دونیا اومدم بود(از اون دنیا اومدم منظورشه احتمالا یا به دنیا اومدم خودمم نمیدونم؟)

راستی جدیدا به عشق غزل میره مهد وامروز منم موفق به زیارت غزل خانوم شدم خیلی جیگر بود.عکسشو میذارم

 احتمالا؟

جدیدا گیر داده بریم مسافرت دریا وسوار قایق بشیم وانوموقع ماهیها از آب بیا بیرون ومنو بوس کنن.(چه قدرت تصوری؟؟؟؟؟؟؟)Night