سلام به دخترم همون گلی که خدا سه سال پیش بهم هدیه داده واز امروز فقط هیجده روز دیگه تا تولدش مونده ولی هر روز واسمون یه رنگ وبوی تازه آفریده .

باور کنین !

اونایی که مامانن بهتر میفهمن من چی میگم.

بهتر درک میکنن اینا شعار نیست ومن تا قبل از مادر شدنم لمسشون نکرده بودم .

بچه ها نعمتن وبزرگترین نعمت سلامت ورشد جسمی وفکریشونه که خدا نصیب ما میکنه.

پس خدایا شکرت هزاران بار شکر.

دخترکوچولوی دیروز من امروز میدونه با شیرین زبونی چجوری گلیم خودشو از آب دربیاره.

چطور وقتی خاله شکوه داره جلوی آینه بصورتش کرم میزنه بره دستشو ببوسه وبگه خاله ی شکویه مهربونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چطور وقتی نوازشش میکنی خم بشه دستتو ببوسه.

چطور وقتی ازش تعریف میکنی زیرچشمی نگاهی محبت آمیز بهت بکنه.

ومثل دیشب شبی وقتی بهش میگم شعر جدیدی رو که یاد گرفتی بخون بگه : نه وقتی اذان دادن میخونم.

٠ازبس این ماه رمضون شنیده وقتی اذان دادن میخورم احتمالا)

یا مثل امروز روزی به من بعد از تعریف یه قصه (خرگوش وشیر)بگه مونه بیا اینزا بسین توکه از همه باهوستری یه فکری بکن(پونه بیا اینجا بشین توکه از همه باهوشتری یه فکری بکن)

بازم میگم دخترم توتنها شیرینی هستی که دلمو نمیزنه.

تو تنها عشقی هستی که بوسیدنش همیشه برام طعم تازه ای داره.

تو تنها لذتی هستی که هیچوقت ازش خسته نمیشم.

توتنها چیزی هستی که دارم.