سلام به خاله جونای دخملم

فرهنگ کلامی دخترکم بی حد وحصره وچیزایی میگه که همه شاخ در میارن.

از جمله : گربه موشو نگیره

اگه نگیره میمیره.

لالایی هاش فوق العاده اس آدمو مست وبی هوش میکنه.

دیشب با خاله شکوه وپویان (به قول روژینم پوآن) رفتیم بیرون وخلاصه یه لحظه عصبانی شده میگه عباس نگه دار .

عباس : واسه چی ؟

رژینم: میخوام خال سوکو رو بندازم تو سطل آسقال!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دخترکم الان :

13روز مانده به 3سالگی حدود 13کیلو وزن و93 سانت قدو

یه جفت چشم که روز بروز مهربونتر میشه داره.

یه آغوش مهربون وگرم داره وحیف که خیلی بیشتر از یه دیقه نگه نمیدارتم تو اون جای رویایی؟

یه دل نازک وزود رنج داره که بمحض شنیدن کوچکترین تشری اشکای چشمش رو روونه میکنه و بمن میگه معذرت خواهی کن .

یه زبون چرب ونرم که روزبروزم بر گستره ی لغاتش افزوده میشه.

یه جفت گوش تیز داره که ریزترین صداهارو وقتی که ترجیح بده میشنوه.

یه صورت گرد داره که نوک پرگار خداوند درست رو نوک بینیش جای داشته. 

یه جفت پای آهو داره که از دقت وظرافتی که خدا توی خلقتش از تراش پا گرفته تا ناخنهای کوچول موچولش بکار برده در عجبم.

یه جفت دست تپل داره با ده تا ناخن بی نهایت زیبا که وقتی لاک قرمز روش میزنم نظر هر بیننده ای رو جلب میکنه.

یه دسته هم غنچه ی گل رز روی سرش داره که بقیه بهش میگن مو.

یه پوست لطیف وزیبای برنزه داره که هم دلخواه منه وهم عشق باباییش.

یه روح بزرگ داره که کمتر نظیرشو جایی  دیدم.

خدایا

خدایا

ممنونم بخاطر تموم زیباییهایی که آفریدی وبمن هدیه دادی وازت عاجزانه درخواست میکنم منو در پروراندن این همه زیبایی یاری بده .

بهم کمک کن بتونم فرداروزی از رشد همه جانبه ی دخترم لذت ببرم ودر واقع از خودم راضی باشم .