سلام به تموم دوست جونای خودم

یه سلام مخصوص به اونایی که مامان هستن وشاید بچه شون تو حدود سنی دختر من باشه .

از اونجاییکه دیروز بعد از ظهر جلسه ای راجع به بچه های کلاس غنچه ها (٣تا ۴ ساله ها) در مهد دخترم برگزارشد ومطالب مفیدی توش یاد گرفتم گفتم خالی از لطف نیست برای  شما ها که همیشه ازتون چیزای جدید یادگرفتم هم بذارم شاید واستو مفید باشه.

جلسه طبق نظر مدیربا صحبت مادرا راجع به تغییرات فرزنداشون شروع شد. البته مدیر همش تاکید میکرد اول تغییرات مثبت رو بگین بعد منفیهارو ولی اغلب منفیهارو میگفتن ویادشون میرفت مثبتی هم وجود داشته یا نه.

جالبه که خیلیهاش مشترک بود وآدم فکر میکرد رفتارهای بچه  مادربغلدستی کپی برداری رفتارهای بچه ی خودشه وغافل از اینکه اقتضای سن این موضوع رو شبیه سازی میکنه.

عمده مثبتها این بود :

1-استقلال بیشتر از قبل

2-اعتماد به نفس بیشتر از قبل

3-قانونمندی ورعایت حقوق دیگران از جمله خواهر وبرادر بزرگتر یا کوچکتر

4-شعر خوندن(کمتر بود)

5-انعکاس مطالب مربی درخصوص نکات کلاسی(اینم کمتر بود)

6-بهتر غذاخوردن

و....

وعمده منفیها:

1-حرف بد زدن

2-سلام ندادن

3-شعر نخوندن

4-بی توجهی به حرفهای پدر ومادر

5-بدرفتاری موقع رفتن از مهد

و....

 

واما پاسخهای مفید وراهکارهای عملی خانم مدیر واقعا برام جالب بود .

من از اون دسته آدمهام که حال وحوصله کش دادن چیزی رو ندارم وهمیشه لپ مطلب رو میگم واز مخاطبم هم همین انتظارو دارم واگه یه جایی برم واسم صغری کبری بچینن ویه چیزای تئوری وقلمبه سلبمه بارم کنن نه گوش میدم ونه دقت میکنم (حتی اگه تو اون حرفا چیز بدرد بخوری هم باشه فکر نکنم برام مفید واقع بشه )

بهمین علت هم بیشتر از گذشته ازاین مدیر خوشم اومد ودر واقع اگه یک درصدهم توی انتخابم شک داشتم الان اونم برطرف شده واز انتخابم هوشیارانه خوشحالم.

مثبتهارو که هیچی میریم سراغ منفیها وتا اونجا که ذهنم یاری بده واستون مینویسم.

 

در مورد حرف بد زدن:

مادرها هی میگفتن بچه ما حرف بد بلد نبوده وفلان حرفو زده یا گفته از فلانی یاد گرفتم و...

ایشون گفتن حرف بدو همه ی ما بلدیم واگه کسی بگه من با این سن حرف بد بلد نیستم من باور نمیکنم .

ولی باید بدونین بچه ها یه بازی رو خیلی دوست دارن واون جلب نظرمنفی والدینه که واقعا ازش لذت میبرن.

پس یادتون باشه وقتی حرف خیلی بدی رو از بچه تون شنیدین کاملا بخودتون وحتی چهره تون مسلط باشین وانگار که هیچی نشنیدین برخورد کنین چون اون این حرفو میزنه تا عکس العمل شمارو ببینه حتی اگه کسی مادربزرگی پدر بزرگی ویا عمو عمه ای ...باهاتون زندگی میکنه یا برخورد زیادی باهاش دارین از قبل به اوناهم تاکید کنین درصورت اینکه بچه شما حرف بدی زدکاملا حرف اونونشنیده بگیرن.

اگه بچه ای این حرف بد رو خیلی تکرار میکنه هنر والدینه که همزمان یه جایگزین هماهنگ با اون لفظ تکرار کنن تا ملکه ذهن کودک شما بشه.

یادتون باشه هرچی عکس العمل نشون بدین بدتره.

توی پرانتز یه چیز مرتبط هم بگم واستون ایشون میگفت شما پدر ومادرها در نوع خودتون بی نظیرید وحتی اگه نزدیکترین فامیلی هم باهم داشته باشید باز در دوخانه وخانواده مختلف بزرگ شدین ودیدگاههاتون باهم متفاوته واین کاملا طبیعیه ویه ایده غیر قابل دسترسه اگه بخواید همدیگه رو تغییر بدین .

پس بهتون یه توصیه دارم واون اینه که در مواقع ضروری وحاد(از جمله حرف بد زدن بچه)که عکس العمل پدر ومادر باهم متفاوته یکیشون مطمئنا سخت گیرتره پس اگه یکیتون پیشدستی کرد وبنا به دیدگاهش با بچه برخورد کرد اون یکی فقط همسرشو تایید کنه چون بچه ها بی نهایت باهوشن واین اختلاف پدر ومادر رو کاملا درک میکنن ودر واقع از آب گل آلود ماهی میگیرن.

 

در مورد سلام دادن:

خانم مدیر گفت اغلبتون گفتین بچه ما اصلا سلام نمیده.

بنظرم این موضوع هیچ اهمیتی نداره وشماها میتونین خیلی راحت ازش بگذرین هرچی اون سلام نمیده شما در برخورد اول بلندتر بهش سلام کنین .

جالبه ایشون میگفت بچه ای که از یکسالگی الفاظی مثل مامان بابا ددرو...رو میگه ممکنه تو این سن لفظ سلام رو بلد نباشه؟نه اون به روش خودش سلام میده با لبخندش با چشماش با قایم شدن پشت شما  با کشیدن لباس شما حتی با اخمش.....پس این نباید دلمشغولی واستون ایجاد کنه ویا هرجا میرین مدام قبل از رسیدن بگید سلام بدی ها یادت نره ...اونوقت خاله ای عمه ای ....برگرده بگه این دوساله مهد میره هنوز سلام یادش ندادن .

تاکید خیلی جالبی داشت ایشون که میگفن اینجا مهده وما اصلا لزومی به آموزش نداریم وفقط دنبال پرورشیم اونم پرورش مهارتها پرورش احساسات وچگونگی بروز اونا رو باهاشون تمرین میکنیم .

وجالبتر اینکه دقیقا گفتن در جواب همون عمه یا خاله بگین مهد فلانی بی تربیتن وسلام دادن رو یاد نمیدن.

درمورد شعر خوندن:

بازم تاکید کردن که مهدها زیرنظر بهزیست هستن والزامی به آموزش ندارن وحتی جالبه بدونین راحتترین کار برای مربی اینه که بچه هارو بشینونه ومدام بهشو شعر یاد بده ومغزشون روپر یکسری محفوظات کنه .

میگفت شما از بچه ای که تازه داره فرق محیط خونه وبیرون از خونه رو درک میکنه تازه داره از پوشک رهایی پیدا میکنه وتازه داره مثل آدم بزرگا رو صندلی میشینه ونهایت 7 دقیقه بیشتر نمیتونه یه جا نشستن رو تمرین کنه چه انتظاری دارین .

اون میگفت مربی داره سعی میکنه تمرکزو یادشون بده تا بتونن روزبروز مدت زمان بیشتری بشینن وبه حرفای مربی گوش بدن واونارو درک کنن.

میگفت این آموزش قبل از دبستان هم شده یه وسیله پز دادن بزرگترا :ببین بچه من جند تا کلمه انگلیسی یاد گرفته یا ببین بچه من از وقتی رفته مهد 5تا سرود میخونه و....ولی تاحالا شده بگیم بچه من از وقتی رفته مهد تو بازیهای مشارکتی میتونه دوستاشو مدیریت کنه؟یا شده ببینیم بچمون از وقتی رفته مهد با صحبت کردن میتونه اسباب بازی دوستشو ازش واسه چند دقیقه بگیره وبعدم بهش پس بده؟

 

ما تو شهرمون یه خانوم دکتر داشتیم به نام خانم دکتر میرهادی که فوت شدن ایشون خواهری دارن به نام خانم پرفسور میرهادی مدیر مهد میگفت اونم عضو انجمن دوستدار کودکه که زیر نظر یونیسفه وبازمیگفت که سال گذشته توی همایشی ازش پرسیده اگه بچه ای داشت که مهد میرفت از مهد بچه اش چه انتظاری داشت (البته بگم این خانم پروفسور 82 سالشونه)وپاسخشون برام خیلی مفید بود ایشون گفتن: من نه میخواستم بهش شعر یاد بدن نه موسیقی نه زبان انگلیسی ونه حتی لباساش کثیف ورنگی نباشن وقتی از مهد برمیگرده فقط قسمشون میدادم بهش یاد بدن خودشو دوست داشته باشه ودیگران رو هم همونقدر دوست داشته باشه.

 

خانم طافیان مدیر فهمیده مهد دخترم میگفت:درروز چند ساعت بدون هیچ دغدغه ای با بچه هاتون بازی میکنین ؟برداشتتون از بازی با بچه ها چیه آیا شده تا حالا نیم ساعت که با دوستتون تلفنی حرف میزنین یادتون بیفته بچه تون تنها بازی میکنه .

اون میگفت حاضریم نیم ساعت تلفنی حرف بزنیم ولی حاضر نیستیم یکربع با بچه مون آب بازی یا گل بازی کنیم.

چون پستم طولانی میشه ومن خودمم حوصله پستای بلند رو ندارم وفکر میکنم راندمان رو پایین میاره باقیشو در پست بعد واستون میذارم.

البته مشارکت شما هم خیلی مفیده اگه تو کامنتاتون راهنماییم کنید واسمون جذاب تر وخوندنی تر میشه اینجور مطالب.