سلام به دوست جونای خودم وخاله جون جونای دخملم

دیروز ما با همدیگه دوتایی رفتیم واکسن یادآور رژینو زدیم ویه تجربه ی خیلی خیلی جالبم کسب کردیم سری قبل یعنی دوماه پیش من ودخترم وباباش رفته بودیم واسه واکسن زنون که هیچ توضیح وشرحی واسش ندادیم فقط رفتیم واکسنو خریدیم ویه چرخی تو خیابون زدیم (بنا به توصیه پزشکش که گفت چون واکسن از یخچال بیرون میاد یه١۵ تا ٢٠دقیقه بعدش تزریق کنین تا دردآور نباشه واینم گفت همون روز که خریدین بعد از اون زمان که گفتم تزریقش کنین نبرین خونه بذارین تو یخچال خونتون وبعد ....)وبعد یکراست رفتیم کلینیک کودک وتزریقش کردیم رژین بشدت گریه کرد اصلا پاشو شل نمیکرد واجازه نمیداد یارو واسش بزنه هم خودمون اذیت شدیم وهم بچه کلی گریه کرد ولی اینبار وقتی رفتم دنبالش بهش گفتم میخوایم بریم یه چرخی بزنیم وشاید یه دکتری هم رفتیم مامانی.اونم خیلی راحت قبول کرد خلاصه زیر اون بارون سیل آسا رانندگی وحشتناک بود ولی مجبور بودم رفتم واکسن رو خریدم واومدم تو ماشین چند لحظه ای باهم گفتیم وخندیدیم وبعدش گفتم مامانی بیا بریم زیر بارون قدم بزنیم ودخترم هم که عاشق بارونه خوشحال چسبید تو بغلمو رفتیم تا کلینیک وبعدش واکسنو بهش نشون دادم گفتم مامان اجازه میدی اینو واست بزنم تا دیگه مریض نشی تا دیگه مجبور نشی قطره بریزی تو بینیت(خیلی بدش میاد از قطره تو بینی البته خودمم متنفرم )خلاصه خیلی خانم وبی سر وصدا اومد تو اتاق تزریق وبه خانمه گفتم لطفا واسش از جای یواشش بزنین یه کوچولو گریه کرد ولی راحت وبی دردسر واکسنو زد واین برای من واضح ملموس بود که گاهی ما بزرگترها بچه ها رو دست کم میگیریم واونا رو تو عمل انجام شده قرار میدیم در حالی که صحبت راجع به کاری که میخوایم انجام بدیم باهاشون خیلی مفید وموثره .

پ ن : یکی از صحبتهای مدیر مهد این بود که هر وقت از دست بچتون بخاطر کار بد یا نادرستی که انجام داده ناراحت وعصبانی شدین وحتی سرش داد کشیدین هرگز بهش نگین بچه ی بد بجاش بگین تو خیلی خوبی ومن خیلی دوستت دارم ولی این کارت خیلی بد بود ومن بهمین دلیل ازدستت ناراحتم وتا چند دقیقه ای هم نمیتونم باهات حرف بزنم وبحثی از قهر وقهر بودن بمیان نیارین .(اینو یهو یادم افتاد گفتم تا یادم نرفته بنویسمش)

راستی اگه کسی راجع به واکسن آبله مرغان اطلاعاتی داره بذاره هم من استفاده میکنم وهم بقیه ی دوستان.