سلام من دیروز اداره نیومدم تا ظهر چون شب قبلش خودم ومامان وبابا وخاله شکوه تا صبح بالای سر دخترک مظلوم وتبدارم بیدار بودیم تبش اصلا پایین نمیومد دکترش که صبح مامان وبابام برده بودن گفته بود این ویروس جدید که تقریبا ٧٢ساعت تب داره ولی باور نمیکردم تا این حد تبش بالا بره ٣٩ ٣٨.٩و...همراه با هذیان

میگفت:اونا کین اومدن منو ببرن؟

یا :اون پرندهه رو بگیر میخواد منو نوک بزنه؟

صدای نفس کشیدنش توهمه جای خونه میومد وبا هیچی تبش پایین نمیومد از دیروز صبح ساعت ١١ بهترشد ولی تهوع وبی اشتهایی مطلق(رسما آبم نمیخوره) شروع شده....

منم که اول صبحی حوصله تون رو با حرفام سر بردم.

پوست لبش رفته بود ومیگفت: اینجام میسوزه.

باباحبیب: بابایی پوست لبت رفته.

دخترکم: کجا رفته؟