روژین کوچولوی مامان چند روزه که مریضه اول یه مقداری حالت تهوع و... الانم که تب وتب وتب من وباباش دست ودلمون به هیچ کاری نمیره حتی نوشتن هم برام سخت بود ولی نوشتم شاید یکی یه مهربونی سری بهمون زد ویه راهنمایی کرد که چی واسه ی پایین آوردن تب کارسازه چون دکتر ودارو که تا حالا فقط مقطعی تبو پایین میاره .

دختر گلم

میخوام بدونی که من وبابات هردو مشتاقیم واز ته دل میخوایم همیشه ما بجای تو مریض بشیم چون تو اینقدر شیرین وبازیگوشی وشیطون که وقتی ساکتی انگار روی خونه ما مهر سکوت زدند ووقتی بیداری ونگاه چشای زیبات میکنیم ومیبینیم که صورت ماهت روز به روز کوچولوتر میشه ما هم مثل یخ توی آفتاب از زیر آب میشیم حالا کی از هم می پاشیم خدا میدونه!!!!!!!

 دلم می خواد بدونی که چقدر بد دارو میخوری وتو که عاشق آب وآب بازی هستی چطور شب جمعه ی گذشته برای پاشویه ای که بابات بزحمت انجام میداد با جیغ وداد فرار میکردی وبمن میگفتی بیم (بریم)خلاصه بعد از 1.5 ساعت تلاش من وعباس تب تو پایین اومد ولی باورت نمیشه باوجودیکه خیلی دیر خوابیدیم عباس هر 1 ساعت باسطل آب ودستمال میومد توی اتاق دست وپاهای کوچولوت لمس میکرد ببینه بازم پاشویی میخوای یا نه  وبازم بگم که چقدر روی دقیقه ها وثانیه های زمان داروهای تو حساس بودوهست

خدای مهربون

عاجزانه ازت میخوام هرچی درد وتب روژین وهرچی بچه بیگناه ونازنازیه ازشون دور کنی

تا چشای زیباشون بازم مثل قبل بخنده ودلشون پر از شادی رفت به تاتا وسسر بشه

چون دختر من روز جمعه با رفتن به تاتا سسر هم شاد نشد وحال نکرد.

من از طرف تموم پدر مادرهای دنیا حاضرم بگم که اونا  توی تحمل دردوتب بچه هاشون هیچ دریغی ندارن وبا جون ودل حاضرن پیشمرگ بچه هاشون بشن.

دخترگلم

میخوام بدونی این چند روزه که تو مریضی به من چند ماه گذشته دیروز دیگه نتونستم تنهات بذارم وبهمین علت مرخصی گرفتم وپیشت موندم از اونجایی که دیشب با بابا رفتیم دکتر وبرای دومین بار در طول عمرت آمپول زدی (البته بجز واکسنها)امروز صبح هم خودم بردم آمپولتو زدم صدات خیلی بدجور گرفته تا اونجاییکه دیشب دکتر گفت اگه آمپولها خوبش نکنه باید بستری بشه آخه خروسک شده نمیتونم بگم چه حالی داشتیم من وبابات تا صدای قشنگت یه کمی بهتر شد.

دخترنازنین من همیشه توی بوس دادن خسیسه وبندرت به کسی بوس میده من هرروز صبح تا ازخواب بیدار میشم ومیبینم بیداره میگم خدایا خدایا چی میشد روژین یه بوس کوچولو بمن میداد بعد روژین باسرعت میاد وبعد ازاینکه پستونکشو در میاره عمیق بوسم میکنه ولی امروز این اتفاق نیفتاد یعنی من دعای همیشگیمو کردم وروژین درجواب فقط گفت : من کارندام خودت بکن.(اینم میذارم روی حساب دوره نقاهتش)