سلام

یه سلام گرم

نمیدونم چند تا از شما تو شهرهای سرد زندگی میکنین یا لااقل تجربه ی سرما رو دارین ما چند روز گذشته برف وسرما رو با عمق وجودمون احساس کردیم وتو بعضی ساعات من فقط به افرادی که سرپناهی ندارن وخرج ماهیانه شون به زحمت در میاد فکر میکردم.

نمیدونم چرا سرما آدمو بی حس وحال میکنه تا حدی که هرچی فکر میکنی نمیتونی یه خط تو وبلاگت بنویسی.

ما دقیقا از شهریور تا الان حقوق نگرفتیم ومعلومم نیست که کی بگیریم .بیمه برامون رد نشده ووقتی اوضاع اداره ما که آخر ادارت استانمونه اینه خدا به داد باقی ادارات برسه.

حس وحال کار کردن بی حقوقم عالمی داره واسه خودشا ؟نه؟

دخترکم امروز تو مهد فیلمبرداری داشتن ولباساشو که پوشید بره مثل یه تیکه از ماه بود با صورتی نشسته از خواب وموهایی آشفته چون سبدی از غنچه های رز که درهم وبرهم که زیباترین تابلوی زنده ای بود که اول صبح دیده باشی واین نعمت رو به یادت بیاره که جدا از تموم مشغله ها ،دیرخوابیدن وزود بیدار شدن ها هنوز آرامشی که تو بغل کردن اون هست وگرمای دلچسبش روانتو جلا میده .واقعا جلا میده.

ولی همون آن نفس کشیدنش وصدای گرفته اش (تقریبا تو مایه های خروسک) شادیمو آرامش روح وروانمو دزدید .

ولی برحسب اتفاق با ساحل عشقم که حرف میزدم کلی انرژی مثبت از شیراز واسم فرستاد ودلگرمم کرد که آلرژیه وسنش که بالاتر میره بهتر میشه ممنونم ازت ساحل جونم.

به تنهاترین و زیباترین

به دخترکم

چه خوب که دوستام اینقدر بهم روحیه میدن  که میدونم بار های ضربه ای مریضیهاتو عاقلانه تر وصبورانه تر تحمل کنم.

وخودمو ببخشم که اگه سرفه وحساسیتهای تنفسیم به تو هم منتقل شده تقصیر من نبوده.

از خدا میخوام اول سرفه های تو بعد اگه شد سرفه های خودم خوب بشه.