سلام

سلام به شماها که من وکوچول رو دنبال میکنین.

باوجودیکه سرمون تواداره خیلی خیلی شلوغه (همایش معماری اسلامی داریم) ولی اصلا شیرین زبونی ایندفعه قابل گذشت نیست باید حتما مینوشتمش تا یادم نرفته.

دیروز نصاب لوستر داشتیم ومدام به من ومامان جوق وخاله شکوه که مهمونمون بودن میگفت :حاج خانوم ....

بعد خاله شکوه رفته بود دستشویی رژین رفته هی در میزنه وخاله شکوه پرسید:  چی کار داری؟

دخترکم:  حاج خانوم بیا بیرون ج ی ش دارم.