به دوست جون جونیام

به همونا که بامن میخندن،گریه میکنن

به همونا که واسم دلواپس میشن

وقتی نوشتن رو اینجا شروع کردم هیچ ذهنیتی نداشتم وفکر میکردم فقط وفقط واسه روژین مینویسم به همین دلیل اسم وبلاگمو گذاشتم این ولی حالا تقریبا اینجا شده یه جایی واسه گپهای دوستانه ام واسه بیرون ریختن دلتنگی هام واسه به اشتراک گذاشتن خصوصی ترین موارد زندگیم با بهترین دوستای ندیده ام.

واسه همین تا آپ میکنم دلتنگ همون کامنتهای مهربونتون میشم .حتی آپ نکرده هم دلتنگشونم.

خلاصه لپ مطلب که بجای روژین خودم با اینجا حاللللللللللللللللللللللللللللللللللللل میکنم اساسی.

بگذریم.

سال نو تو پر از موفقیت ،پر از محبت ،پر از پولللللللللل.

ماامسال سنگرمون رو حفظ کردیم واز خونمون ودر واقع از شهرمون تکون نخوردیم،اولش فکر نمیکردم خیلی بهمون خوش بگذره با توجه به اینکه مامان وبابام هم رفتن سفر ولی خب بود وخیلی بهمون خوش گذشت.

تجربه سفر با بچه کوچیک واسه من غیر قابل تصوره حداقل تو سفرهای نوروزی وجاهای شلوغ .

فکر میکنم اینجوری واسه روژین هم خیلی بهتر بود تجربه رفتن به عید دیدنی وعیدی گرفتن (جالبه خاله شکوه میگه :روژین خیلی زود پول رو شناخته .اصلا حاضر به نشون دادنش هم به کسی نبود)امسال واسش ملموس تر بود.

تقریبا چند روزی که مداد رو درست دستش میگیره واز ابتدای امسال نقاشیهاش خیلی کامل تر وگویا تر شده وجای چشم وابرو ومژه وبقیه اعضا بدن رو خوب بلد شده وتنها چیزی که نمیکشه توی نقاشی یه آدم گردی دور صورتشه راستی اغلب بچه هایی که بقول خودش میکشه یه عالمه نقطه رو صورتشونه میگم : مامانی اینا چیه؟

میگه: داره گره میکنه(گریه)

من :چراااااااااااااااااااااااااااا؟

میگه: آخه مامانش رفته اداره.

روابط اجتماعیش خیلی پیشرفت کرده ولی همچنان بنظر من خیلی گریه میکنه.

اینم شعر سالش

بچه ها عید آمد آماده باسین

تخم گل را توی گلدان بپاسین

رخت آبی بخر روبان قرمز

شلوار صورتی کفس کتانی

در بهاران میروید سبزه فراوان

گلهای شاداب وخوشببببببببببببببببببببو

همچنان تو لباس پوشیدن من ودخترم اختلاف داریم شدیدا اون همش میگه واسم دامن وجوراب شلواری بپوش ینی حتی چشماشو صبح از خواب باز نکرده میگه : مونه برام جوراب شلواری میپوشی.

یعنی در حد لالیگا عاشق جوراب شلواریه اوائل باباش باور نمیکرد ولی الان کامل درک کرده.

واسه خودشم سخته من که خودم با هیچی بجز شلوار راحت نیستم نمیدونم این وروجک به کی رفته عشق جوراب شلواریه من از بچگی هم از جوراب شلواری بدم میومد احساس خفگی میکردم.

خلاصه داستانی داریم سر حاضر شدن یا باید سر آرایش کردن بجنگیم ویا سر لباس پوشیدن یکی از دوستامون واسش بلوز شلوار توخونه ای گرفته بود عیدی از زیروتن چقدرم خوشگل ومامان برگشته میگه :نه مرسی این واسه خودتون باشه.

مدام گوشی موبایل هرکی دم دستش باشه برمیداره وقدم زنان با خودش حرف میزنه اگرهم چیزی بگی سریع جواب میده: هیس مگه نمیبینی دارم حرف میزنم .....