سلام به دوستای گلم

این هفته ای که گذشت مادرگیر از مکه اومدن مادربزرگ روژین بودیم(مادر پدرش)

ودختکم رسما غرق در سوغاتی از همه نوع وهمه رنگ شد.

چون تک نوه واولین وآخرین نوه اس اینه که .....(از چرخ خیاطی گرفته تا عروسک تا 10جفت جوراب شلواری همه مارک دار ویک از یکی خوشرنگتر انواع واقسام پیراهن ومطابق علایق من وتا 5 جفت کفش که یکیشون واقعا قشنگه سعی میکنم عکساشونو بذارم ،گل سر با بسته از همه نوع کش وکلیپس و... بلوز شلوار واسه خواب ،سویشرت خلاصه هرچی که اونجا موجود بوده والبته زیبا وتک همخوان با سلیقه خودم.)دستش درد نکنه واسه منم کلی سوغاتی آورده بود وجالبه که اولین بازرسی از سوغاتیها توسط اینجانب انجام شد تا هرکدوم مورد پسند بود سلکت بشه.

بعدشم موهای زیبای روژینو کوتاه کرده ودقیقا سرش مثل سبد غنچه های نو شکفته رز بین هزاران سر میدرخشه آخه مثل رها منم عاشق دختر بچه ای با موهای فرفری بودم وخدای بزرگ این لطفشو از من دریغ نکرد.

یه مطلب خیلی جالب اینکه روژین معصومه جون مهربون (مسول داخلی مهدشونو )دعوت کرده بود مهمونی مامان بزرگش وجالبتر اینکه ایشون هم اومدن وکلی باعث خوشحالی ما شد تعریفهایی که از روژین میکرد خیلی خیلی جالب بود میگفت: روژین وغزل (غلامیان) مدام مثل عاشق ومعشوق باهمن تو یه ظرف غذا میخورن وجالبتر اینکه دوتا بچه تو این سن اصلا دعواشون نمیشه.

دخترکم خیلی خوشحالم که تو اینقدر تو روابط اجتماعی پیشرفت کردی.

دیروز گیر داده بود به مامان جوق که دامنت زشته هر بار میدیدش اینو تکرار میکرد ولی بعدش که یه خورده مامان جوق ناراحت شده بلاچه :مامان جوق خودت خیلی نازیاااااااااااااااااااا ولی دامنت خیلی زشته!!!!!!!!

قربونت بشم خوشگل شیرین زبونم.