از کجا شروع کنم از شیرین کاری هام شیطونی هامیا از اذیت هام

با شنیدن صدای آب از نوع آب حمامسریع میره بسوی حمام و  در زدن هاش شروع میشه. من رو چرا نبردید. ها ؟و در اخرتسلیم شدن باباو شروع اب بازی روژین

با شنیدن صدای پیام  بازرگانیبی خیال همه چی حتی مامان و بابا ومامان جون وبابا حبیب

در موقع نیاز صدا زدن...ماماماماااااان....بااااااااااا بااااااااااااا(ذوق کردن ان دو که من صداشون میزنم دیدنیه)

در موقع خواستن چیزی بزور گریه کردن

در موقع دیدن بابابزرگ مهربون دویدن بسوی اتاقش و لوس کردن خودش

-   وقتی شبها تو خواب خودشو به من میچسبونه خیلی لذت بخشه.

 من احساس میکنم که مامان و بابا رو میگه مخصوصا وقتی که بهش توجهی نمیکنیم و به ما نیاز داره.(نمیدونم که آیا احساسم درسته )

در موقع دیدن چمن (مخصوصا حوض مجتمع)خرامان دویدن و  گل گویان یا حوضه حوضه بدنبال گل گشتن یا دست در آب کردن( تقدیم به بابا یا مامان و یاپرپر میشود)

در موقع دیدن چای اخطار  داغی به اطرافیان و گفتن داگه

و اما در موقع خستگی رفتن به رختخواب و خوابیدن

هر وقت بیرون میریم دختر گلم یه عالمه دوست پیدا میکنه و همه به سمتش کشیده میشن اینجا هست که بابا عباس یه عالمه ذوق میکنه میگه دخمل منه دیگه.

بعضی وقتا که مریض میشه با خودم فکرای الکی میکنم که اگه زبونم لال خدای نکرده اتفاقی براش بیوفته چی میشه،من دیگه میتونم زندگی کنم؟

خدایا،همیشه همیشه روژین رو برام سلامت نگهدار.

 

روژین:  انان  دوس ندارم بخابم(یعنی الان دوست ندارم بخوابم)

مامان: (سکوت با چشمان بسته)

روژین:( بلند میشه وایمیسته روی تخت) ومیگه برو هاپو بخورتت

مامان:( خنننننننننننده!!!!)

 

 

روژین:( نق نق زیادی دیروز کرد)

بابایی : روژین خیلی داری اذیت میکنی!!(البته با لحن تند)

روژین : (با تکان دست) باز دباش کدی بکسمت (یعنی باز دعوا کردی روژینو !بکشمت)

 

روژین : آب بده

مامان :بفرمایید!!!!!

روژین : فگط نریزی ! اگه بریزی خاله کتا خانم میاد اووووووو (یعنی فقط نریزی اگه بریزی کبری خانم میاد ولفظ آخری هم برای ترسوندنه)

 

روژین : سنام خا شکو(یعنی سلام خاله شکوه)

شکوه: سلام عزیز دلم

روژین :می خوای بگدونیش(یعنی می خوای بگردونیش)!!!!!!!!!!!!!!

روژین:مامان جون آب بده.

مامان جون:بفرما

روژین: نمیخوره

مامان جون :بکش سرت

روژین :لیوان آب رو خالی میکنه روی سرش!!!!!!

 

 

امروز از صبح به این فکر میکردم که دنیای ما زنها خیلی قشنگتر از دنیای مردهاست مثلا همین مادر بودن که مردها هیچ وقت تجربه نمیکنن یه حس منحصر به فرده!

بعدا نوشتم :جدیدا میره پشت اپن قایم میشه میگه:مونه روژینو صدا بکون.

روژین :(هربار میریم دستشویی)مامان اون چیه

مامان: مامانی اون هواکشه هروقت بوی بد پپی بیاد میکشه توش بوی بد دیگه نیاد.

روژین : اون چیه

مامان : دوباره همون توضیحات قبلی رو چند بار تکرار میکنهI Dunno

روژین : هوا رو جاوو میکنه(هوارو جارو میکنه)