باز بهار آمده به دشت وصحرا

پرشده از بوی گل تموم دنیا

قالیه سبز چمن خیلی قشنگه

شکوفه ی درختا رنگ به رنگه

به شاخه ها نشسته صدتا جوانه

کرده میون اونا پرنده لانه

درخت کرده دعوت پرنده هارا

چقدر شاد وزباست نغمه ی آنها


***************************

صد دانه یاقوت(میگه یاهوت)

دسته به دسته

با نظم وترتیب(میگه تلطیل)

یکجا نشسته

هردانه ای هست خوش رنگ ورخشان

قبله سفیدی در سشینه آن

یاقوت ها را پیچیده با هم

در پوششی نرم(میگه پوزشی)

پروردگارم

سرخ است وزیبا نامش انار است

هم ترش وشیرین

هم آبداراست

**************************

دیشب مامان جوق خونمون بود گفت : مامان تو بازی کن من برم نماز بخونم.

دخترکم: هنوز اذان ندادن حالا بشین.

************************

راستی دیروز عصرهم رفتیم آتلیه روژینو بردم عکس گرفت .

خداییش آقای عکاس خیلی حوصله داشت .

مدام حرکت میکرد هی میگفت: یه دیقه وایسا عمو برم ریمل بزنم

یه دیقه وایسا موهامو برس کنم و....

ولی با این وجود عکسهای خیلی خوبی ازش گرفت حالا حاضرشد میذارمشون