دیروز یعنی هیجدهم آبانماه ١٣٨٨ مامان جون روژین موفق شد پستانک یا به قولی هم روژین رو ازش جداکنه

دخترکم روزبروز بزرگتر وخانومتر میشه تشویق البته روشش رو از دوستم شنیدم که اونم ظاهرا از اینترنت گرفته بود .سر پستونک رو با قیچی بریده بود وگفته بود پیشی اومده گازش گرفته.تعجب

شب که رفتیم خونه به بابایی میگفت ببین همشو پیشی گاز گرفته وبعد رو به پیشی غایب میگفت:عصبانیچرا همشو گاز گرفتی !!!!بکسمت!!!!!!!!!!!!!

موقع خوابم یکمی بهونه گرفت ولی براش یه قصه گفتم اونم تا صبح راحت خوابید .

دست مامان جون درد نکنه منو از یکی از هفت خوانهای عبور داد گرچه توی عبور از تموم قبلیهاشم تنها کمکم اون بوده.ماچ