سلام وصدسلام

دوستای مهربونم اونایی که کارشون مالیه و تا 4/31 سرشون خیلی شلوغه خسته نباشین.

چندتا از شیرینکاریهای روژینو میذارم واستون تا بلکه یه کمی بخندین وخستگیتون دربیاد.

چندروز پیش خونه ی مامان فاطی:

شخص مادربزرگ: روژین کم قند بخور ،بچه ای که زیاد قند بخوره میشه خرچه؟؟؟؟

روژین:تعجب واقعا برات متاسفم.

 

*********

همونجا به مامان جوق میگه بلدی این جدولو حل کنی؟؟؟

بعدخودش یه مداد گرفته دستش وبعضی خونه هاشو بهم وصل میکنه ومیگه : ببین اینجوری اینارو باهم مچ کن.(match)

 


***********

بهش میگم: مونه میای یه زنگ بزنیم خاله شکوه تنها مونده تو تهران دلش واست تنگه؟

میگه : پس پوآن کجاس؟(منظور پویان گل شوهر خاله شکوه)

 

***********

دیروز آوردمش اداره چون بعداز ظهرم مجبور بودم بیام وبابایی رفته بود تهران ماموریت ومامان جوقم مهمون بودن کلی بهش تو آسانسور میگم به همکارای من سلام بدی که اصلا انگار نشنیده بود .

هرکی میومد با پرینتر من کپی بگیره یا پرینت هی میگه واسه منم این ورق رو بذار اتو کنه؟؟؟؟

 

بعد بابایی یه سراومد از ماموریت تا ببره گاز کولر ماشین منو شارژکنه وزودم رفت یکی از همکارام رو به روژین: باباییت رفت؟

میگه: ازدس شمارفت دیگه(از دست شما منظورشه)