سلام دوستای گلم

روژین یه چند روزی بی حال بود وتب دار تااینکه دیشب یه جوش کوچولو روی گردنش نظر بابایی رو جلب کرد وپرسید این چیه به نظرت آبله مرغان نیست ؟

من: نه بابا آبله مرغان از روی شکم شروع میشه .

امروز که رفتم مهد دنبالش مربیها همه بهم   تبریک گفتن چون جوشه آب آورده بود وهمه میگفتن آبله مرغانه ولی جالبه که بازم همون یدونه جوش بود ولی عصری که داشت سی دی نگاه میکرد صدام کرد : مونه بیا پام کبود شده .

من : (اومدم دیدم یه جوش دیگه هم روی زانوش سبز شده  ) نه مامان این آبله مرغونه .

دخترکم :( بعد از چند دقیقه ) مونه بیا آبله مرغونم خون اومد .

تا بابایی اومد بردیمش ذکتر واونم تایید کردکه بعله دخترما آبله مرغون پاشیده وگفت آبله های تابستونی خفیفتر وملایمتر از زمستونی هان وشاید خیلی کمتر جوش بزنه بعدشم از اونجاییکه روژین کاملا معرف حضور ایشون هستن گفت: خب روژین خانوم باید قول بده تا یه هفته بستنی اصلا نخوره.

دخترم: یعنی خوب بشم میتونم بخورم.

(هر تحریمی رو حاضره قبول کنه بجز بستنی)

دکتر: آره عزیزم اگه خاکشیر هم بخوری خیلی برات خوبه.

دخترم : نه من دوست ندارم اگه نقطه نداشته باشه میخورم (دونه های خاکشیر منظورشه)

دکتر:نقطه چیه عمو؟سوال

پس از توضیح ما قیافه ی دکتر دیدنی بود