سلام به دوست جونیای خودم

تا حالا به این فکر کردین که بارون چجوری درست میشه ؟متفکر

دیروز داریم نقاشی بازی می کنیم.از خود راضی

دوتا ابر کشیدم ویه چندتا خط خطی بجای قطرات بارونچشم

میگه : نه اینجوری که بارون درست نمیشه؟بازنده

من : پس چجوری درست میشه؟یول

میگه: این دوتا ابرا خوردن بهم گریه کردن اشکاشون شده بارون.عینک

بعد با پاستل قرمز رنگی خودش اشکای ابرارو کشید نقطه نقطه وگفت ببین اینجوری.ساکت

بارون

 دونه های قرمز اشکای ابران که همون قطره های بارونن

به دخترم:

نمیدونم کی میفهمی این حسو که من دیشب داشتم

نمیدونم اونموقع من هستم کنارت یا نه؟

که از بچه ی کوچیکت که تا دیروز تموم نیازهاش درصدای گریه خلاصه میشد وجز درکی خیلی خیلی جزیی تفسیر دیگه ای از این دنیای بزرگ نداشت امروز میاموزی وتعبیر دلنشین ومبتکرانه اش از باران ملکه ی ذهنت میشه واز  حس درونیت بی نهایت خوشحال میشی.

امیدوارم امیدوارم همینطور که من از تو بهره مندم توهم از همچون خودت بهره مند شی.

واونموقع در ادامه ی گفتار ونوشتار مادرت برای او بنویسی قلب