سلام به تک تک دوستای گلم

فردا روزی30شهریور ماه سال 1386 روز جمعه ساعت 9:50 دقیقه صبح دخترکم با اون صدای جیغ وگریه ی مثال زدنیش سکوت حاکم برزندگیمونو شکست وتصویر زندگیمونو رنگی کرد

خوش اومدی دخترم

خوش اومدی عزیزترینم

(بهش میگم تو مگه آدمی؟

میگه : من همه کستم.)

اینروزها دارم به این گذر عمر فکر میکنم که تا چشم برهم زدنی باید دنبال تدارک اول مهر باشیم ومدرسه گرفتنتو جشن بگیریم.

دوست داشتنی ترینی برایم

مهربونم

گاهی بوسه های طولانیت نیروی ادامه دادنو در من  بیدار میکنه

(این گاهی گفتنم فقط به این دلیله که خیلی کم بقیه رو میبوسی وکلی وعده وعید باید تا روژین خانوم افتخار بوسیدن رو به کسی بدن)