روز چهارشنبه دخترک من با ذوقی سرشار 

ماماننننننننننننننننننننننننن بیا ببین دفتر ستاره ها رو امروز من آوردم چون 12 تا ستاره ی من پرشده باید برام جایزه بخری واسه بچه های کلاسمون هم شیرینی وشکلات بیاری تا دور هم بخوریم وخوش بگذره بهمونننننننننننننننننننننتعجباز خود راضیقلب

جالبه من بعد از مطالعه این دفتر ستاره ها یه بار دیگه به انتخاب خودم واسه مدرسه ومعلم کاربلد،خبره وبا تجربه مطمئن شدم چون بیشتر ستاره ها مربوط به فعالیتهایی به غیر از درس بود : 

از جمله یه صندلی که بابقیه صندلیها فرق داره وهرکی بدون اعتراض یه روز کلاس رو روی اون بشینه یه ستاره میگیره(هدف :پرورش روحیه سازگاری با شرایط)

یا اینکه بازی کردن با دوستها تو زنگ تفریح (هدف:تشویق به روابط اجتماعی وتایید نکردن تک دوستیها)

یا حتی اگه کسی واسه درس یادش بمونه که چه وسیله ی کمک آموزشی باید ببره مدرسه یه ستاره میگیره(هدف:تقویت مسولیت پذیری)

 

منم واسش چندتا لوازم التحریر و... با یه کیف حصیری مهمونی خریدم که تا امروز بهش نشونش ندادم و امروز صبح بابایی برد دادش به خانوم معلم تا بهش بده که طی تماس تلفنی خانوم معلم فهمیدم نباید اون هدیه رو میدادم فقط یه چیز کوچیک باید میبردم واسش .سوالتعجب

×××××××××××××××××××××

بازی تخته نرد بابایی وباباعزت(رجز خوانیییییییییییییی و...)

بابایی جونم چه ارزشی داره بردوباخت تو چه ببری یا بباخی اصلن مهم نیست مهم بازیه نه برد وباخت. 

************************

پ ن:

دیشب روژینو بردم متخصص تغذیه تا ساعت 12 شب طول کشید وقتمون بشه ولی خداروشکر همه چیش نرماله قد،وزن و...

البته گفت مرداد 93 هم دوباره بیارش

اولش که وارد شد رو به خانوم دکتر:من آمپول نمی زنم 

دکتر:(از قبلش منشی گفته بود به من دکتر خیلی عصبیه و...)آفرین به تو از بچه هایی که حق خودشون رو میگیرن خوشم میاد.

بعد از معاینات ما از در رفتیم بیرون البته من به زور بردمش دوباره به سرعت برگشته ورو به دکتره :شما بهترین دکتر دنیایی حتی از دکتر شکراییان هم....