قلبتموم مدرسه روی نامنظمی دخترما اتفاق نظر دارن وبدون شک از دید هیچ کس نتونسته پنهان بمونه .

اونروز به معلم وناظم مدرسه یه چند موردشو گفتم : بابا بی خیال انقدر احترام به بچه ها تو محیط مدرسه حاکمه که هر جور دلشون میخواد تو مدرسه میگردن واصلا امکان نداره کوچیک ترین سختی رو متحمل بشن  ، دوتا مقنعه دارن دختر ما روز چهارشنبه بدون مقنعه تشریف بردن مدرسه چون هیچکدومشون رو در خانه پیدا نکردیم البته خانوم خیلی هم ناراحت نبودن چون راسا با مقنعه وحجاب حال نمیکنن.

رفتن بازار وبرگشتن ماحصل خریدشون شده یه مدادتراش 300 ای ویه پاک کن 400 ای وجمع اینا واسه ما شده 10000 حالا خودتون برین تو کار این خرید که پیدا کنید پرتقال فروش را.نیشخندنیشخندقلب

در آخر تمام بحثهای این موضوعی ما نظر روژین خانوم رابشنوید : اصلا یه مداد یا یه پاک کن یا یه مداد رنگی در مقابل من چه ارزشی دارن مهم منم.

 از دیروز قرار شده زبان رو خودش تنهایی کار کنه : سه صفحه کتاب داستان blue moon valy ,یک صفحه look listen درس 95 عالی بود خیلی زمان برد غرغر ونق نق زیاد شنیدیم ولی همین که خودش داره مستقل میشه بهترین موفقیته