بعد از مدتها کشمکش بالاخره تصمیم خودم روگرفتم ودخترم رو جابه جا کردم .

از نظم مدرسه قبلی اصلا رضایت نداشتم ، شاید هنوز خیلی راه مونده تا چنین مدارسی در ذهن ما وفرهنگ ما جاباز کنه !!!!!

شاید اشتباه می کنم نمیدونم :دختر من اونجا خیلی راحت بود اصلا در هیچ زمینه ای قانون مدونی وجود نداشت از پوشیدن لباس فرم گرفته تا ساعت رفتن به مدرسه وساعت شروع کلاس وبه نظرم به این ترتیب مطمئنا کار معلم هم تحت الشعاع قرارخواهد گرفت .

هیچ وقت فکر نمی کردم دنبال درس خوان شدن دخترم باشم وبیشتر در فکر آسایشش بودم ولی الان می بینم که کلا عقایدم تغییر کرده و خودمم سر درگمم شاید فی الواقع برام خیلی درسش مهم نباشه ولی همین که از دوست وآشنا می شنیدم که می گفتن روی بچه های اون مدرسه کسی حساب باز نمی کنه برام عذاب آور بود ، دلم نمی خواست علاوه برهزینه ی زیاد اون مدرسه چیزی  آخرسر هیچی به دست نیارم.