وقتی به این موضوع فکر میکنم که یه مادر تا کجای دنیا با بچه اش وپشتیبان اونه فقط به یاد یه نوشته میافتم که میگفت :  تأثیر خستگی بر زندگی یک مادر چیه آنچه که تا مادر نباشی و از نزدیک لحظه لحظه اش را زندگی نکنی، نخواهی دانست. نخواهی دانست در سیستمی که مادام حق زنان پایمال شده، مادران ملزم به انجام چه هستند که در پایان بهشت را زیر پایشان قرار می دهد و در طی کردن مسیر مادرانه چه بسا چنان بیراهه بروند که جهنم را بر فرق سرشان بکوبند!

اینبار روی صحبتم با خودمه من که اصلا به اندازه ی خیلی مادرهای خوب دنیا ووقت کافی برای بچه ام ندارم از صبح که باید بیام اداره واز اون ور خسته برگردم واغلب روژین میمونه خونه مامانم تا عصر برم دنبالش البته در ٩٩%مواقع .

وقتی صبحها میریم بیرون مثل تموم کوچولوهای دنیا دنبال کنجکاویه ویواش یواش راه میاد همش مجبورم بگم :مامانی زود باش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امان از محیط مجتمع ما که هم تا دلتون بخواد حوض داره وهم وسایل بازی که گربه ی من تا چشمش به هرکدوم بیفته طلبش میکنه .(که هرچه دیده بیند دل کند یاد)Rocking Happy

تا میریم در خونه مامانم ازش میپرسم : مامانی ایزا خونه ی کیه (در ضمن باید بگم من وبابایی هردو فرهنگ لغات وتلفظمون تغییر کرده)

دختری گلم : خونه مامان زون -بابا حبیب- خاسوکو

بعد خودش میگه بلدی زگه بزنی و اینکارو میکنه ومطابق عادت قبل از باز کردن در میگه منمقابل ذکراست که بعدشم میگه بلدی چ آغه بزنی واینکارو هم خودشه انجام میده!!!!!!!!!!!!!

به طبقه سوم که میرسیم یا مامان زون جلوی دره یا خاسوکو  جالبه که روژینم مثل مامانش سلام دادنش یا حذفه یا باتاخیر صورت میگیره

اولها پشت سر من وشکوه خیلی گریه میکرد ولی الان با عنایت به کتابخوانی ایشون وبالا رفتن سطح فکری فقط یه جمله از کتابهاشو تکرا میکنه:

دیگه کایی ندایی خدا نگهدا بوو

یه بسنامت هم بهمون لطف میکنه

تا ظهری حداقل ٢بار تلفنی اگه حالشو داشته باشه باهم حرف میزنیم.ظهری که خاسوکو میره ابتدا گمرک کیفشو وارسی میکنه : به به خییدی (تخه /پفیلاگ/پسته/بادوم/بستنی/چیس/پاستیرو...........)اگه خریده باشهWoohoo! که لباشو غنچه کرده وبوسه ای عطا میکند در غیر اینصورت به قول خودش :گاطی بکن.

خدا نکنه توی فاصله ای که روژین در اتاق تشریف داره کسی بخواد آرایش کنه یا حتی روژی بزنه که قطعا باید دل ایشون رو بدست بیاره از جمله مامانی روژ بزن بره روژین!!!!!

وبعد بروآنه نگا بوکون خوشل شدی

خلاصه در تموم این مدت وبا تموم شلوغ کاریهاشو (داغون کردن لوازم آرایش/ریختن نوفاده روی فرش/مالیدن پن کک روی مبل/خرد کرد روژ گونه /....................)جرات داری در حضور مامان زون به این کوچولوی شیطون حرف بزن تا تموم روانشناسی کودک ورفتار با کودک و...................برات تکرار کنه وآخرش یه بغل ناز هم با هم دیگه بوسه رد وبدل میکنن واین میانه روسیاهی میمونه به.........

عصری غالبا تموم خاله های مامان روژین ودختر خاله هاش ( از اونجاییکه خوشله وهزا خاط داه /زوزین توقب جا داه/عناشم فق داه /تب داه ............ماجرای سوسکه) میان خونه مامانی تا دیداری تازه کنن تصاویر متحرک ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

عصری من میرم دنبالش و بعد از یه دوساعتی بابایی میاد دنبالمون سه تایی میریم خونه.Bouncy 2

قبلتر ها خصوصیت بارز روژین نسبت به بقیه بچه ها این بود که ساعت ٩ شب به مامان وبابا شب بخی میگفت ومیرفت توی  تختش وتنهایی تا صبح میخوابید وبجز دو سه بار که هن=سیر میخواست تا صبح دیگه بیدار نمیشدولی از اونجایی که هیچ چیز توی این دنیا پایدار وثابت نیست الان حداقل تا ١١ شب بیداره وبعد بزور ۵تا۶ تا کتاب قصه وکلی قصه های ساختگی مامان توی تخت مامان وبابا میخوابه.Flower

این قصه روزانه ی ما وخانوم کوچولومونه ودر عین حال که از تکرار وروزمرگی ها خسته ایم خداروشکر میکنیم .