روز دوشنبه هفته ای که گذشت بچه ها تو مهد جشن یلدا داشتن که مراسم قصه گویی وحرکات موزون وعکس وفیلمشون تا پنجشنبه همچنان ادامه یافت ولی جالبه که از همون روز نظر دختر گل ما تغییرات اندکی کرد وعلاقمند شد ولی از بخت بد من چهارشنبه بشدت مریض شد وپنجشنبه هم نشد بره مهد وطی تماسی که گرفتم مربیها گفتن حتی برای چند دقیقه هم شده بیارش چون میخوایم عکس تکی ازشون بیاندازیم.چشمتون روز بد نبینه من یه ١ساعتی پاس گرفتم از اداره وبه خیالخودم بردمش برای عکس گرفتن اونجا اینقدر عصبیم کرد که آخرش مسولشون گفت شما برید پایین ما عکسشو میگیریم وبعد بیاید ببرینش البته سعی میکنم آپ بعدیم عکسارو بذارم .که باعدم حضور اینجانب بالاخره موفق شدن.

خلاصه روزهای تعطیل همش با گریه وناآرامی روژینم گذشت واز اونجاییکه مامان وبابای عباسم اومده بودن خونه ی ما تنها نبودیم واونا هم تا حدی سرگرمش میکردن.مژه

دوکلام از مادر عروس خانوم

دیشب با بابایی ودختر گلمون رفتیم بیرون هم یه دوری بزنیم وهم یه کمی شلغم وشربت سینه و.... واسه ی دخملی بخریم تا سوار ماشین شدیم

روژین: لطفا نانای بذار عباس

عباس ازاونجاییکه سردرد داشت گفت: ضبطه خرابه بابایی

روژین اصرار کرد منم بی هیچ درنگی روشنش کردم

بعد از طی یه مسیر طولانی روژین رو به عباس : ضفطه خرابه بابایی

بعد از تعجب ما گفت :دیگه دوغو نگو بدهتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

اینم از آخر وعاقبت دروغگویی

دیروز میخواستم بنویسم که نشد وپستم توی پیش نویسا ذخیره کردم شاید یه وقتی برم سراغشو وپس از یکسری اصلاحات منتشرش کنم ولی ..............

آخر همین هفته امتحان محاسبه وطراحی آسانسوروپله برقی دارم وتوی خونه که اصلا نمیشه خوند امیدوارم اینجا بتونم یه مقداریشو نگاه کنم .راستی هیچ میدونستین توی تهران هرروز یه مرگ در اثر حوادث ناشی از آسانسور وجود داره (البته بنا به گفته استاد مون آقای مهندس ایرج فصیحی که واقعا استاد بود وتوی این علم  حرفای زیادی واسه گفتن داره)حالا اونجا که پایتخته ایران دیگه بقیه شهرارو خدامیدون.

از جمله مواردی که خیلی راحت میشه چک کرد درب آسانسور است که باید یه درب طبقه ویه درب کابین داشته باشه واگرفقط بایک درب آسانسور بازوبسته شود یعنی درب کابین نداشته باشد اصلا استاندارد نبوده ورد است وچه بسیار از این نوع که ماتوی ایران وحتی ادارات میبینیم وکاری هم نمیشود کرد.

البته از مباحثی که ایشون مطرح میکردن یه چیزه بدرد بخور این بود که به هیچ عنوان مسولیت ساختمونی که آسانسور داره رو قبول نکنین چون در اغلب موارد دادگاه حداقل ۵٠درصد مسول ساختمون رو مقصر اعلام میکنه .پس اگه خودتون یا احیانا آقای همسر محترمتون مسول ساختمون هستین تا دیر نشده بجنبین.

ایشون میگفت :حتما بمحض تموم شدن قرارداد نگهداری آسانسور مثل بیمه ماشین دوباره قرارداد رو تمدید کنین واز هیچ مورد اینچنینی دریغ نورزید.

از حوادث که اتفاق افتاده (غالبا تهران) زیاد تعریف کردن از جمله یه مورد که یه پیرزن توی آسانسور گیرکرده بوده هی جیغ وداد میکرده دوتا بچه کوچیک که توی راهرو مشغول بازی بودن صداشو میشنون ویکیشون میگه ما کلید سه گوش رو داریم میره میاره واز اونجاییکه قدشون نمیرسیده یکی میره روی دوش اون یکی وخلاصه درب آسانسور رو از بالا باز میکنن وچون میبینن تاریکه میرن جلو نگا کنن بچه که زیر بوده میکشه عقب از تاریکی میترسه واون که روی دوشش بوده سقوط میکنه داخل و...............

جالبه بدونین در حادثه فوق ۵٠%مادر بچه و۵٠%مسول ساختمان مقصر شناخته شدن ولی آیا اون بچه دوباره زنده میشه ویا اون مادر میتونه راجع به ۵٠%خودشو ببخشه.

یه چیزه خیلی جالبتر اینه که توی کشور سوییس یه مورد اتفاق این شکلی باعث شد که مسول ساختمون محکوم به٩٠ سال زندون بشه ولی از اونجاییکه در کشور ما همه چی با پول حله فقط دیه تعلق میگیره وتموم.

مثلا در ساختمانهای تا ارتفاع ٢١متر یکی از آسانسورها باید ویلچیر بر باشد وآگر یک آسانسور داریم باید ویلچیر بر باشدواز ٢١ تا ٢٨ متر باید یکی از آسانسورها برانکاردبر باشد واز ٢٨متر به بالا باید ٢آسانسور داشته باشیم حتی اگر ساختمان خلوت وترافیک آسانسور کم باشد.

ازجمله موارد دیگه اینه که موتورهای ٩٠درصد آسانسورهای ما توی ایران استوک موتورهای گیربکسی اروپا که اونجا ممنوع شده وعلاوه برعدم اطمینان مصرف انرژیشم چند برابر موتورهای گیرلسی است.

جالبه بدونین من اغلب کلاسهایی که برای ارتقا وتمدید پروانه نظام مهندسیم میرم با آقای همسر همکلاسی میشیم وگاهی یادی ازدوران دانشجویی وجزوه بده جزوه بگیر میکنیم.البته الانا دیگه نه من جزوه مینویسم ونه ایشون چون Bow Down Togetherخرمون از پل عبور کرده ومطمئنا یکی پیدا میشه جزوشو بده ما کپی بگیریم.

یه چیزه جالبتر اینه که ما ایرانیهاتوی هیچ زمینه از رشته عمران وبه عبارتی ساختمان که شامل معماری هم میشه استانداردی از خودمون نداریم وبا تقلب وترجه استانداردهای اروپا وامریکا یه مباحثی واسه خودمون ساختیم وبا افتخار روشون نوشتیم  مثلا مبحث پانزدهم مقررات ملی ساختمان(طراحی آسانسور وپله برقی)یعنی خیلی راحت بدون اینکه آزمایشی بکنیم وسعی وخطایی هرچی عدد وارقام اونا گفتن (البته یه لطفی کردیم اونم اینه که بین اروپا وامریکا اون عددی که محافظه کارانه تر رو انتخاب کردیم)چپوندیم Doctorتوی این مباحث وتا دلتون بخواد هیات تحریریه ردیف کردیم اوائل این مباحث که پایینترین ردشون دکتره

از همه اینایی که بالا گفتم چه نتیجه ای میگیریم

١-نتیجه علمی:ما کم نمی آریم

٢-نتیجه دینی:ما تقلب نمیکنیم

٣-نتیجه اخلاقی:ما دروغ نمیگیم

۴-نتیجه سیاسی: بیان ثابت کنن ما استاندارد نداریم وبگن کپی از کدوم استاندارد کردیم.