دیشب دخمل ما اومده میبینه من دارم ریمل میزنم .

رژین: داری چی میکنی مونه؟

من: دارم ریمل میزنم مامانی.

رژین: نزن چشات خراب میشه.درشو ببند بذار سرجاس.

رژین: مامانی کیو میکشی تو جاوو شاژی؟

من: عباس رو بکشم توش؟

رژین: (یه فکری میکنه )ومیگه نه دختر خوبی میشه دیگه.

 

رژین:مامانی این تیغ روبگیر از دستس.

من :(نگاه میکنم میبینم موچین گرفته دستش).

رژین:آخه خط داه بگیر دیگه چرا نگا میکنی.