سلام  به دوستای مهربون وبا وفام

از همتون ممنونم که اینقدر سریع اومدین وعکسارو دیدین ونظرای صمیمیتون رو دادین وبه اونایی که هنوز مطلع نیستم هم بگم من از این به بعد تموم عکسهای گلم رو اینجا میذارم.

مامان جوق دیروز تشریف بردن مشهد واز اونجاییکه خاله سوکو تنها بودن اومدن خونه ی ماوکلی خوش گذشت جای همتون خالی.

داشتیم مطابق معمول سریالهای کانال مشهور رو نگاه میکردیم که آقای پدر مطابق عادت ساعت 9 شبکه رو عوض کردن در این هنگام

رژین: عباس بزن فارسی وان نگاه میکدیم.

عباس ومن وخاله شکوه:

 

بعد از اون داشتیم صحبت میکردیم وموضوع اصلی صحبتمون حول خواستگاری وموارد مربوط به خاله شکوه بود که یهو آقای پدر ارجمند گفتن : رژین دیگه خاله سوکو بی خاله سوکو دیگه ..........

رژین که داشت میوه ها رو سبک سنگین میکرد تا تصمیم بگیره که از کدومش بخوره یهو گوشاش تیزشد ونگاه عباس کرد.

عباس : رژین دیگه خاله شکوه تو رو دوست نداره بجاش پویان رو دوست داره.

رژین: نه دوسم داره.

اینجا بود که خاله شکوه بهش حمله کرد ودلش وممی هاشو خورد وتا اونجاییکه میشد غرق بوس کرد این فرشته ی فهمیده رو.