آی بچه ها بهاره

عید اومده دوواره(عید اومده دوباره)

گلهای زد ولاله (گلهای زرد ولاله)

روییده هر کناه(روییده هر کناره)

بهار بهار بهاره

بهار صفا میاره

شعر جدید رژین به همراه 2تا عیدشما مبارک که حتما در ادامه اش میخونه.

رژین ما دوبار دیگه مجبور به ملاقات دکتر یا به قول خودش دوکتوک شد واز این ملاقاتها حدود 6 تا آمپول نصیب دخترکمون شد که خودتون میدونین چه زجری داره تزریق آمپول اونم از نوع پنی سیلین برای برگ گل با اون بدن ظریف ونحیف خلاصه الان که وقت کردم وتونستم بیام نت دختر وپدر هر دو خوابن وامیدوارم که خوابهای خوب ببینن از مریضی دخترکم منم بی نصیب نبودم ومجبور شدم دوبار برم دکتر تا بدتر نشم واین مریضی دوباره به اون سرایت نکنه همین امروز رفتم دکتر ودوباره دوتا آمپول و.............

چه جالب هرکی عنوان پستمو بخونه اصلا فکر نمیکنه همه اش مربوط به دکتر وآمپول و.... باشه ولی خب چی کنم من همیشه غیر قابل پیش بینی هستم.

روز جمعه ی همین هفته عقد خاله شکوه با پویان عزیز به خوبی وخوشی توی محضر انجام شدواز همین جا از خدا میخوام که اینقدر خوشبخت وسعادتمند بشن این دو جوون که تموم مشکلات وناملایمات قبلی زندگی این دختر از ذهن لطیف وقلب مهربونش بره ودیگه هیچ وقت حتی یادشم نیفته.

رژین این روزا:

صبحها به محضی از خواب بیدار میشه میگه.

رژین میخواد کزا بره؟

عباس کزا رفته؟

تو کزا میخوای بری؟

من : رژین میخواد بره مهدکودک.عباس رفته اداره ومنم میرم اداره.

دوباره میگه :

نه مهدکودک تعطیله.

عباسم رفته استخر .(این یعنی اداره هم تعطیله تو هم نرو)

تا ظهر که توی مهده ومن Phone Shockerدو سه باری با مربیش حرف میزنم .

فکر کنم تا چند وقت دیگه مربیه پی ببره چه اشتباهی کرده شماره همراهشو به من داده چون اون بیشتر به خاطر رژین که روزهای تعطیل باهاش حرف بزنه شماره داد  ولی من مدام مزاحمش میشموگفتم که من غیر قابل پیش بینی هستم و..........

اغلب ظهرها که میرم دنبالش فقط میگه حرف نزن خوابم میاد والبته هر وقت حوصله ی کسی یا کاری رو نداشته باشه میگه مونه خوابم میاد No(باناز فراوون تلفظ شود لطفا).

اکثر مواقع ظهرهاتا Pillowساعت 6 یا بیشتر میخوابه وبعدشم تا بیدار میشه میگه :مونه بستنی بیار از اون که خاله سوکو خلیده.

بقیه ی روزشم بعدا مینویسم.