سلام سلام بهتون به تموم اونایی که اینقدر گلین وبه روز میاین سراغم برای تموم اونایی که رو متن نظر دادن وفکر کردن ووقت گذاشتن آرزوی موفقیت دارم  ودلم میخواد توی اولین پست سال آینده این مطلب رو دنبال کنم.

حالا میخوام از شیطنتای گلم براتون بنویسم که باور کنین روز بروز حرفا وحرکاتش تعجب برانگیزتر میشه.

اونروز به من میگه :لطفا آبه رخچالی بده(منظور همون آبه یخ )

تا من دادم نگاه میکنه ومیگه: oh go onسمنده(من بعد از کلی فکر فهمیدم منظورش همون شرمنده ی خودمونه).

چند روز پیش : مشغول تلفنمونه نخواب چشاتو نبند.

من که در اثر خستگی زیاد اصلا نمیتونستم چشامو باز نگه دارم یهو چشام بسته شد : تووخدا نخواب.

امروزتوی آسانسور وایسادیم داریم میریم پایین یهو متوجه شدیم هر مدلی ما پاهامونو میذاریم دقیقا همونجوری مدل پاهاشو تغییر میده.

داریم میریم فاتحه (خانم همکار بابایی که 26 سال بیشتر نداشت)میگه: کزا داریم میریم.

من : مامانی فاتحه.

جوجه: نگو فاتحه بگو فاطمه.

بقیه اش رو هر وقت یادم بیاد تکمیل میکنم.

پ.ن :با توجه به تغییر فصل وخوب شدن هوا رژین ودوستاش همش توی حیاط یا به قول خودش ح آط بازی میکنن .امروز میگه: خاله للا نبرد ح آط

میگم : چرا مامانی.

میگه : آخه ناآحت بود ا دسه بچه ها؟(به فتح الف بخونید)