سلام به دوست جونام

من دیروز یه مطالبی رو یادم رفت بگم ازجمله انتخاب مهدکودک که اکثرا ما مادرا به زرق وبرق وکلاس ومحل وخصوصی بودن وکلی گزینه های به نظر خودمون مهم توجه میکنیم واز اصلی ترین موضوع غافلیم که اونم مربیه فقط وفقط مربی

چون اونه که طی مدت رها شدن اولیه بچه در محیطی بجز خونه باهاشه واگه یه فرد عاشق ومهربون نباشه عمرا تموم اون زرق وبرقا بتونن مفید واقع بشن خانم مشاور به من پیشنهاد کرد برای انتخاب مهد جدید حتما یک هفته مرخصی بگیرم وتموم مهدهای مطرح شهرمون رو یکی یکی با دخترم سر بزنم واونجا بذارم یکساعتی بمونه وتوجه کنم که مربیش تا چه حد دور وبرش میگرده وتا چه حدی باهاش بازی میکنه.

ممکنه یه مربی فوق لیسانس کودکیاری باشه ولی حتی عشق وعلاقه ی یه پرستار بی سواد رو نداشته باشه وتا جاییکه حتی نتونه واسه ی بچه ی خودش مادری کنه چه رسد به بچه های ما.

بعد از مربی مسول مهد مهمه که همیشه حضور داشته باشه وعلمش هم به روز باشه.

مخصوصا عضو تشکلهایی از جمله دوستدار کودک و....که منافع مالی هم نداره باشه. وافقی  روشن از اعتقادات شخصی حقوقی وحقیقی در مورد تاسیس مهدکودک داشته باشه که اگر تنها منافع مالی مد نظر باشه ودر اغلب موارد اینجوریه واحسرتا.

اجمالا بگم بهتون که مهد خوب اونیه که وقتی میرید دنبال بچه هاتون بگن اه مامان چقدر زود اومدی الان نمیام میخوام بازم اینجا بمونم وبازی کنم.

جالبه بدونین گردنبند من که چند روزی بود گردن رژین بود الان 2 روزه که نیست وازش میپرسم چی شده میگه خاله پلی داوودس انداخت تو اون لوله زده حالا بیا وبه مربیها ومسول مهد ثابتش کن.

البته خودمم 100%مطمئن نیستم که دنبالشو بگیرم وبدتر از همه اینه که اون زنجیر فوق العاده زیبا بود وعباس با سلیقه ی منحصر بفردش در امر انتخاب طلا برام خریده بودش.

مهمتر از این حرفا اینه که آدم وقتی فکر میکنه اگه اون مربیه واقعا به زنجیر گردن یه بچه نیمه زبون رحم نکرده چطور ممکنه وقتی اون بچه چیزی میخواد ویا گریه میکنه دلش واسش بسوزه.