تارهای صوتی

سلام

ممنون از حضورتون ودلداریهاتون

ممنون از درکتون

فردا اداره ی بی بخارمون واسه ی دوستم شب هفت گرفته ومن هنوز باور ندارم اون دیگه نیست وصبحها دم در مهد بچه اش نمیبینمش وبازم باور ندارم نگاه مهربونش صبحها توی آسانسور واحوالپرسی صمیمیش که دختره گلت چطوره رو دیگه نمیبینم ونمیشنوم

راستی خبرموضوع دوستم دیروز توهمشهری چاپ شده بود وحتی تاکیدشده بود که باپزشک خاطی برخورد خواهدشد ولی مثلا چه برخوردی خواهدشد که جبران مافات اون خونواده رو بکنه ویا واسه اون عروسک کلاس اولیش مادر بشه وروز اول مهر باهاش بره مدرسه؟

واقعا تا کی؟

تاکی ماایرانیها بایداینجور مسائل رو ببینیم وتحمل کرده وتازه بعلت دین مبینمون بگیم حتما قسمتش این بود ....حتما پیمانه اش پرشده بود....ببین چه حکمتی توش بوده...

فقط تو سه روز تعطیلی 410 نفر تو جاده ها مون میمیرن ....اونا که لااقل نرفته بودن بیمارستان رفته بود تفریح وخوشگذرونی آیا همه ی اونا قسمتشون بوده یا ؟؟؟؟ما چون تعهد وتخصص هیچکاری از جمله جاده سازی مناسب،انتخاب هواپیمای مناسب،خودروسازی ایمن رونداریم فقط وفقط بهانه تراشی ومسولیت ناپذیریمون باعث میشه که بگیم قسمتش بود.

خانم دکتر پنجه طلایی زحمت کشیدن زدن روده رو پاره کردن وبعدعمل هم تشریف بردن مسافرت وامثال ایشون در بیمارستانها هم با تموم درد ورنج زهره ی عزیز وماجعتهای مکررشون به بیمارستانها تشخیص دادن درد کاملا طبیعیه واز عواقب عمل سزارینه و....

تازه خانم پنجه طلایی از سفر رجعت فرمودن وشاکی که چرا بهشون خبر داده نشده البته صحیح هم میفرمایند اگه خبر میدادن با اولین پرواز برمیگشتن ومثل فیلمهای چاخان ایرونی یکراست تشریف فرما میشدن اتاق عمل و....زودتر وبدون درد وبدون نیاز به دیالیز که اونم از عوارض جانبی سزارینه (البته فقط در ایران) میکشتنش وخیال همه رو راحت میکردن

روی سخنم اینبار با مخاطبیه که امکانش تقریبا صفره که اینجارو بخونه

خانوم دکتر پریسا جلالی

نمیدونم میتونی انتظار چشمهای دخترک زهره رو وقتی اولین روز میره مدرسه ومنتظره مامانش بیاد سراغشچطوری جواب میدی

نمیدونم انتظار شنیدن صدای قلب زهره رو وقتی پسرک تازه واردش منتظره تا آروم بگیره چطوری بی جواب میذاری؟؟

فقط وفقط امیدوارم همون خدایی که مردم ما میگن ولی من بعید میدونم قسمت زهره ودوتا بچه هاش کرده این اتفاقو جواب اینکارتو به بدترین شکل ممکن بهت بده چون من بعید میدونم بدنه ی کاملا بیمار نظام پزشکی ایران بجز ضرر مالی بذاره به تو آسیب دیگه ای برسه

چند روزه که ارسال مطلب جدیدرو میزنم ومنتظر لودش میشم بعد بی دلیل میبندمش حتی موضوعشم پاک میکنم که تو پیش نویسامم ذخیره نشه.

حس خوبی ندارم.

گاهی دلم میخواد کلا بی خیال وبلاگ نویسی بشم و....

اما چون فکر میکنم توهمه چی واسه بچم کم گذاشتم اینو جدی میگم اصلا بحث شکست نفسی و...نیست حداقل میتونم حرفاشو اینجا به یادگار بذارم تا شاید وقتی از خوندنشون لذت برد.

دیروز سرسفره میگه : ما نباید جیغ بزنیم چون تارای صوتیمون آسیب می بینه.

(من متعجب به باباییش نگاه کردم اونم گفت: میتونی بخوریتش.)

***************

#
/ 25 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

حالم رو بد گرفتی با این مطالبی که خطاب به خانوم دکتر کذایی نوشتی و اما در مورد کم گذاشتن یا نذاشتن برای بچه پونه عزیزم منم مثل تو بعضی وقتها فکر می کنم برای بچه ام خیلی کم گذاشتم ولی عزیز دلم مطمئن باش برای روژیند عزیزم با تمام شرایط باز هم تو بهترین مادر دنیایی اینو با توجه به تمام چیزهایی که ازت می بینم و با توجه به جمیع شرایط می گم و اصلا هم تعارف نمی کنم

مامان مهدیس و محمد راستین

سلام. خیلی خیلی برای این همکارتون ناراحت شدم و واقعا نمیدونم از دست بی مسئولیتی پزشکان و بی اهمیتیشون به جون مریضها به کجا باید پناه ببریم. خدا رحمتش کنه و فقط برای خانواده اش از خدا صبر میخوام گر چه که خودمم درد کشیدم و میدونم صبر اصلا معنی نداره

جوجوك

چي بگم؟؟ آتيش گرفتم از خوندن اين پست و پست قبلي ات چه وجدان آسوده اي داره اين خانوم دكتر خوش به حالش

رزا

من همینجام عزیزم!تو نیستی!بیا آپم

پری دریا

سلام پونه جونم ، مرسی از حضورت ، از همیشه بودنت خانومی .. دلم گرفت از این همه .. یادش گرامی ..

رزا

مهلت نداد آخه!زود قطع کرد[ناراحت]

سایه سپید

سلام گلم....نمی دونم واقعا چی بگم...هر وقت بهش فکر می کنم شوکه می شم...خدا صبر بده.به همه مخصوصا خانواده و فرزندانش

رزا

سیلاااااااااااااااااااام من آپم[نیشخند]

طاهره

پونه جون خیلی دلم برای دوستت سوخت و حسابی گریه کردم.بیچاره با چه آرزوهایی برای بچه دومش اقدام کرده!!!!!!!خدا رحمتش کنه.پونه حالا کدوم بیمارستان بوده؟

رزا

________________________________█████_____█████ ______________________________███____██_██_____███ _____________________________██________██__________██ ____________________________██__________█____________██ ________██████____________██________________________██ _____███████████________██________________________██ ____█████████████_______██______آپم با صندلی________██ ___███████████████______██____ولرم!______________██ ___████████████████______██___________________██ ___████████████████_______██_________________██ ____███████████████_______███_______________██ _______███████████_______██__██_____________██ ___________███████______████___██__________██ ____██████__██████████████_____██_____██ __██████████████████████________██__██ _████████████████████_____________████ ██_█████_████████████_______________█ █__█_██__████████████ _____█__████████████ _______█████████████ _______██████████████ _______███████████████ ________███████████████ _______███████__████████ ______███████_____██████