کوچولو سرما خورده

سلام دوستای خوبم

امان از سرفه وتب که واقعا چقدر آزار دهنده است واگه بچه ی آدم اسیرش بشه که غیر قابل تحملتر هم میشه.

دیروز که از اداره رفتم خاله شکوه قبل از من رفته بود سراغش وبرده بودش خونه بعدم خوابیده بود من وعباس که رسیدیم وناهار خوردیم بیدارشد عباس رفت خوابید ولی رژینم با اون تبش اینقدر منو بوسید که نتونستم بخوابم مدام از همه جای صورتم بوس میکرد.

دوسه روزی میشه که رژین کمابیش سرفه میزنه وآبریزش داره ولی دیشب به اوج رسید ومارو وادار کرد ببریمش دکتر   جالبه تارسیدیم اون کلینیک تند تند با اون چشای مریض ومعصومش وبا اون لبای خشکه زدش میگفت :آمپول نزنیم بریم خونه.بریم مهدکودک یعنی مهد رو به آمپول زدن ترجیح میده.

متاسفانه دکتر آمپول هم بهش داد وخودتون میدونین که تزریق آمپول واسه ی بچه مثل لحظه جان دادن میمونه واسه ی مادر .

رفتیم آمپول بزنیم خانمه بیشتر شبیه مادر فولاد زره دیو بود نه لبخندی نه شوخی ......هر چی من بهش گفتم نه خاله مهربونه و......... بدون هیچ عکس العملی اومد وسوزن رو فرو کرد توی بدن نحیف دخترکم واونم تا اونجایی که قدرت داشت گریه کرد واز آبریزش بینی اش من فکر کردم سقف سوراخ شده وآب میچکه روی دستم خلاصه برگشتیم خونه.

هیچی نخورد هیچیه هیچی حتی یه قطره آب یا آبمیوه اینقدر سرفه میزد که دیگه نه بخور سرد تاثیر داشت ونه شربت سینه و........

تا ساعت 1 نیمه شب هم بیدار بود چون هر بار میخواست بخوابه سرفه بیدارش میکرد وپامیشد ومی نشست تموم کتاب داستانهای موجودشو براش خوندم ولی اصلا خیال نداشت بخوابه یکسری دیدم لباش خونیه با عباس وحشتزده جستجو کردیم دیدم خشکی لبهای زیباش باعث شده وخون از توی دهنش نیست بعدش میگم :رژین یه چیزی بیارم بخوری

رژین:نه

من: پس یه کم رژ بزنم واست لبات نرم بشه.

رژین : آره آره بده خودم.

تا صبح فکر کنم رویهم رفته 1 ساعت خوابیدیم خودشم میگفت: مونه خسته سدم بغلم کن.

سینه اش خرابه مونه.

جالبه یکسری هم توی مطب دکتر هی با اشاره به طرف راست بالاتنه اش میگفت :تیغ میزنه من بعد از دستمالی فهمیدم درجه تب جامونده.

از اون دوستای خوبم که تجربه ای در این زمینه دارن میخوام مثل همیشه منو راهنمایی کنن.

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
مامان روژين

آخي روژين من چرا سرما خوردي ... خوب حداقل سرما ميخوري زود خوب شو ماماني گناه داره دخترش رو مريض ببينه [ناراحت]

مامان الی

پونه جون ناراحت شدم.من دیروز یه بار دیگه السای رو بردم دکتر خودش. اونم بهش شربت برم هگزین داده با قرص بتامتزون.خیلی بهتره.دکتر هم گفت هر وقت سرفه کرد از پشتش چند تا ضربه بزن تا خلط راحت تر جدا بشه.در ضمن گفت یه شال دور شکمش ببند تا موقع سرفه به عضله های شکمش فشار نیاد.

خانومی آبی

وای عزیز دلم،چرا دخمل ناس ناسم مریض شده؟[نگران]کلی‌ غصه دار شدم پونه جان،زودی خوبش کن این قند عسل ما رو [ناراحت][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

پرستووو

[ناراحت][ناراحت]الهی ... الان بهتره ؟

َِِALBINOOS

آخی کوچولو !!!!!!! نگران نباش, واللا من بچه ندارم و تجربه ای ندارم ولی میدونم که نباید نگران باشی و باید دوره اش بگذره.

مریم

سلام خیلی سخته نازنین ادم مریض باشه اما خیلی خوبه مامی مهربونی مثل شما داره امیدوارم زود خوب شه

کیزاد وبلاگ نویس نوزاد

وقتی به چهره معصومش نگاه میکنم واقعا حیفم میاد که آمپول بخوره و درد بکشه ولی بعضی وقتا لازمه دیگه. حالا جالبه که بابایی تعریف میکنه که توی روستا که بودن، مردم فقط دوست داشتن که آمپول بگیرن و اگه بابایی بهشون قرص میداد فکر میکردن چه کوتاهی بزرگی در حقشون شده است. امیدواریم روژین جون خیلی خیلی زود خوب بشه. مایعات گرم فراموش نشه. پاشویه و استامینوفن هم . اگر هم عرق میکنه که باید خشکش کنین. و چیز دیگه ای نمیدونم. بای

مامان مبین

سلام.... گل نازی دارید ... [قلب] اگر دوست دارید هر شب یه قصه برا گلتون تعریف کنید ...ما در خدمتیم[گل] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

نازنین

سلام پونه جون آخی نازی روژین جون باز دوباره مریض شد؟ شاید بهتر باشه دکترش رو عوض کنی؟ یه بار که هفته پیش سرفه و ترشحات حلق ویانا بعد از یه هفته خوب نشده بود دکترش باتجویز مجدد زادیتن و عوض کردن آنتی بیوتیک و تجویز یه آنتی بیوتیک خارجی که مصرفش فقط 5 روز بود سریع خوبش کرد.