هرروز فهمیده تر از دیروز

سلام

چندروزه که میخوام این دومطلب رو بذارم یادم میره.

چند روز پیش خاله شکوه واسه رژین یه تعداد اجسام حیوونات اهلی یا به قولی مزرعه ای خریده بود واز اونجاییکه من از آموزشهای دخترم عقبم دیدم داره میگه این اسبه این گاوه این ببعیه و...در ضمن از غاز واردک وخروس هم خیلی خوشش نمیومد .

بعد یهو میگه : مونه این گاوه ما گوشتشو میخوریم وپوستشم میکنیم واسه خودمون لباس چرمی درست میکنیم.

چند دقیقه بعد از ذوق وبغلهای من میگه: بچه اسب اسمش چی میشه؟

من وبابایی :(با تعجب فقط نگاه کردیم)

خودش: میشه کره اسب.بچه گوسفند میشه بره.بچه بز میشه بزغاله وبچه الاغ میشه کره الاغ.

 

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها پویا

مامانی حالا یه تخفیف فینگیلی نمیتونی به خاله رها بدی فعلا اون مری نمیتونم بیام ... تخفیف...تلفن...پلیز...سن الله ...[پلک]

بانو

اینقدر به بچه یاد ندادی خودش یاد گرفتتتتتتتتتتتتتتت

هاله بانو

کار سختی نیست خیلی دلم می خواد صداش رو بشنوم و باهاش حرف بزنم به خدا این بچه بلاچه دل همه رو برده [بغل]

مامان مهدیس و محمد راستین

سلام. آفرین رژین باهوشم. خدا حفظت کنه عزیزم.[بغل][ماچ]

هاله بانو

خوص فرستادم هزار تا بوسسسسسسسسسسسس[ماچ]

محمدf

یه سریم به ما بزن منتظرم