عاشقتم

سلام وصد سلام به دوست جونای گلم

بعد از یه غیبت یه هفته ای اومدم وباید بگم دلم واسه ی همتون تنگ شده بود.

واسه ساحل جونم با تموم محبتها واس ام اسهای دوستانه اش واسه فریبا جونم واسه نسرین عزیزم واسه رها وهاله ی مهربون ودوست داشتنی واسه سحر تپلی مپلی که قراره رژیمشو بهم بده واسه سعیده جونم واسه خانومی آبی که دیر به دیر میاد سراغم واسه لیلی مهربون واسه مامان السای جون واسه فیروزه وطاهره دوستای دوران دبیرستانم واسه اعظم جونم وخلاصه واسه ی همه اونایی که اسماشون الان تو ذهنم نیست.

هفته ای که گذشت بنده مریض ودر خونه ی مامان جوق سکنی گزیده بودم.

جالب بود که هر روز دخترم ازم میپرسید : بهتری؟

یا میپرسی: خوب شدی ؟الان مسکلت چیه؟(منظور همون مشکله)

رژین هم که خوش وخرم به مهد نمیرفت وحالشو میبرد.

دیروز خوابیده بود وداشتم نگاش میکردم وقتی چشاشو باز کرد پرسید: چرا داری منو نیگا میکنی؟

من : آخه خیلی زیبایی .

دخترکم: پس منم نیگات میکنم.

اینبار من: چرا؟

دخترکم : آخه عاسقتم.

/ 4 نظر / 3 بازدید
رها پویا

وقتی دیدی دخمرتو پیدا نمیکنی با یه رادیوگرافی تو شمک خودم رویت میشه : خانوم شیره [نیشخند] زنده باشه الهی[بغل]

خانومی آبی

ای جان دلم گلم،شرمندم به خدا [خجالت][خجالت] الان خودت بهتری عزیز دلم؟باور کن میمیرم واسه این شیطونک شیرین زبانت عزیز ,امیدوارم زودتر خوب بشی عزیزم [بغل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان مائده

وای عزیز چرا مریض شدی.[ناراحت] حالا خوب شدی؟ الان مشکلت چیه؟[چشمک] قربون شیرینیت گلم.[ماچ]

sahell

خوشحالم که بهتری و بازم مینویسی... ما همو تنها نمیزاریم... دوست دارم و بابت تموم مهربونیات ممنون