واسه ی پونه 3

کودکی هایمان در جنگ وفرار وآژیر قرمز وسفید گذشت ونفهمیدیم از آژیر قرمز بترسیم یااز سفیدی آژیر که بعد از آن خبر از آوار و مرگ وخرابی های بسیار می داد 

خونه ی ما بغلدست خونه مادر بزرگ ها بود ،بچه های عمه ام مینا وبیتا هم بازی های کودکی مان بودند وبسیار این قضیه روی روشهای تربیتی ما اثر داشت عمه ی من مدام در حال جنگ با شوهرش بود وبسیار هم این جنگ ودعواها مارو تحت تنش واسترس قرار می داد ، من که مادر وپدرم اصلا بحث ودعوایی نداشتند (لازم به ذکره که این صلح وآرامش فقط تحت تاثیر کوتاه اومدن های مادرم بود ونه چیز دیگری)مدام باید این توهین ها وحرفهای زشت وترس وواهمه های اونا رو ناخودآگاه تجربه میکردم .

همیشه فکر می کردم کلیه روابط زناشویی همینطوره ،همه ی مردا همینطورین،همه زنا بدبختن ،بچه ها هیچگونه حقی برگردن پدرا ومادراشون ندارن، هرچی اونا گفتن بی چون وچرا باید بگن چشم.

شاید قابل باور نباشه ولی عمه وسطی من اینقدر روی خونواده مسلط بود که همه امر ونهی ها ودعواها وکتک هاش بدون کوچک ترین اعتراضی جریان داشت :همه فکر میکردن ایشون خدای علم وتجربه وروانشناسی کودکه :به زور مارو ظهرها می خوابوند .روزهای کودکی ما همش به همین منوال می گذشت وهیچ کدوم از ما جرات پرسیدن چرا وبه چه علت رو نداشتیم.

چرا واسه ی همه چیز باید اون عمه تصمیم بگیره ؟چرا مامان من که هم تحصیلت داشت وهم موقعیت اجتماعی در حد مناسب تر از جایگاه اون بدون کوچکترین اعتراضی روش پیشنهادی تربیت اونو پذیرفته بود وحتی اجازه می داد گاهی اون بچه هاشو کتک بزنه؟؟گاها دعواشون کنه!حتی اسم انتخاب کنه ! توی ریز ودرشت بحث های خانوادگی ایشون صاحب نظر بودند نه تنها واسه ما که واسه خونواده اون دوتا عمه های دیگه هم ایشون تنها تصمیم گیر نهایی بودند وگاها الان هم هستند.

 

البته که خوبه یه نفر با قصد خیر همیشه پشتیبان خونواده باشه ولی باقصد خیر نه فقط تحکم وبه رخ کشیدن میزان قدرت ؟؟؟

الان که فکرشو میکنم مادر ومادر بزرگ من بسیار افراد مومن،متدین،مهربان وخوش خلقی بودند گاهی با صبر وحوصله ی اونا که خود الانم رو مقایسه میکنم ،می بینم اصلا انگار نه انگار که زاده ودست پرورده ی این دو هستم من ،باور کنین یا نه الان فی البداهه پی بردم که این عصبیت ها ،تند مزاجی ها وبدخلقی وسخت گیری های من نسبت به تنها دخترم که در 90درصد موارد وقتی در خلوت خودم بهشون فکر میکنم می بینم حق با اون کوچولوهه از اونجا سرچشمه میگیره!!!!!!!!!!!!!! اگه من تحت نظر وسلیقه مادر ومادر بزرگم بدون اعمال نفوذهای وقت وبی وقت اون بزرگ شده بودم مطمئنا این پونه ای که الان داره مینویسه اینجا نبود.

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
رها

پونه خوشگل من خودت رو ملامت نکن . هزار و یک چیز توی اون چیزی که ما الان هستیم تاثیر داره و توی رفتارهایی که از خودمون نشون میدیم. مخصوصا رفتار با فرزندمون. مامان عزیز شما هم خیلی زیادی مهربان و خوب هستند. پونه جان گاهی نباید خوب بود. زیادی خوب موندن این شبهه رو پیش میاره که شاید طرف دور از مامان یه کمبودی داره که اینقدر کوتاه ممیاد. البته که این از دیدگاه کوته فکرانه. در هر صورت قدیمیا عمدتا دخترها رو قانع و صبور و نگو و عکسش پسرها رو شر و شارلاتان !!!! بار میاوردند این رسم بوده انگاری!