باورکردنی نیست

سلام 

امروز بعد از یه مسافرت 3روزه برگشتم اداره ودم در دیدم شلوغه وقتی اومدم این طرف خیابون دیدم دارن یه پرده نصب میکنن وهرچی سواد توی ذهنم بود جمع نمیشد بخونمش با یکی از خانمها بودیم هی اون میگفت :نه خودش

من میگفتم: باباش ؟؟؟؟؟

میگفت: نه بابا خودش.

همکارم که فکر نمیکنم بیشتر از سی ویکی دوسال داشت بارداربود سربچه ی دومش که بچه ی اولش امسال میره کلاس اول رفته بیمارستان سزارین کنه میزنن روده شو پاره میکنن وسه روز توی بیمارستان بوده ودیشب فوت شده خدابیامرزدتش خیلی خیلی دختر مظلوم وبی آزاری بود

نه باور کردنی نیست

اینا سه تا دوست بودن که اینقدر همیشه باهم بودن که بهشون میگفتم سه تفنگ دار ولی الان بهترین وخانومترینشون فوت شد

باور کنین که هنوز توی شوکم

وای خدا به داد خانواده اش برسه بچه هم سالمه وفکر کنین حال وروز اون خانواده الان چطوریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دختربزرگش الان چه حالیه

ای خدا من حکمتت رو نمیدونم ولی اون بچه ها حالا بی مادر چی میخوان بکنن/؟؟

 

/ 18 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

پونه جان مرسی از لطفت عزیزم خیلی ناراحت شدم واقعا خیلی وحشتناکه خدا بهشون صبر بده و اون پزشکی که باعث ایم فاجعه شده .........

سحر

سلام اومدم به خاطر چاقالو گفتنات یه خورده حرص بخورم بخندیم حالم گرفته شد با دیدن این پست واقعا حکمتش چیه نمیدونم[ناراحت]

ٍُSaRa

چقدر ناراحت کننده بود[گریه]

باد مهربون

وای نه چقدر سخت اینقدر از مرگ و میر بدم میاد که نگو مخصوصا اینجور مرگ و میرها نمیدونم این دکترها حواسشون کجاست کی میخواد جواب اون فرشته کوچولوهای مهربون رو بده خدا به همه عزیزانش صبر بده انشاالله

سایه سپید

تسلیت... اوخ چه وحشتناک...خدا بهشون صبر بده....

فرناز مامان آنیسا

سلام پونه جون شوکه شدم [ناراحت] وااااای چه وحشتناک .. خدا به خانواده اش صبر بده [گل] رژین جونو ببوسش [ماچ]

رزا

تسلیت میگم عزیزم.خیلی ناراحت شدم.روحش شاد

جوجوك

اي خدا [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]