آرامش بعد از طوفان

اینروزهای من آرامه آرامه وهیچی سکوت حاکمو نمیشکنه مگه صدای لطیف دخترکم که میگه قربونت بشم.میگم :چی گفتی .تکرار میکنه :فردات بشم و....

شعر واسم میخونه وخیلی ناز ونوازشم میکنه حتی با بقیه بیرون نمیره میگه:آخه مونه تهنا بمونه.

اشتهاش با برطرف شدن مریضیش خیلی بهتره واغلب چیزایی که بهش پیشنهاد میکنم رو میخوره حتی گاهی خودش پیشنهاد میده که میخواد چی بخوره واین واسه من حیرت انگیزه ویادم میفته که دکترش تو تهران گفت این بی اشتهاییش مال اینه که از راه بینی نفس نمیکشه واگه راه تنفس وغذاخوردن یکی بشه (از دهان)اشتها مسلما خیلی خیلی کم میشه.

راستی دارم میرم یه مشاور خانواده وبهم پیشنهاد داده فعلا هیچ تصمیمی نگیرم وگفتنیه که به نظر ایشون منم همچین بی تقصیر نیستمانیشخند

/ 30 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فیروزه

[اوه] پس لطفا به منم رمز بدین[عجله]

Aria Lonely

سلام به به رژین خانم ما بزرگ شده حسابی پس اینطوری که فکر میکنی نیست مدتها نبودم وبلاگ بستم مدتی و بعد هم آدرس نداشتم ممنون که سر زدی شما باز یه بوس هم از طرف من دختر گلت رو کن در مورد تصمیم هم چون نوشته های قبلی محافظت شده با رمز عبوری قوی بود نشد بخونم و نظر بدم و فقط امیدوارم تصمیم درست بگیری و موفق باشی همیشه

ننه نارگلی و نگار

خوب منم مثل بقیه که رمز نداشتم حدس زدم ... امیدوارم که روزای خوب و خوشی در پیش داشته باشین[گل]

مریم

:× عالی باشین مامان پونه. خداروشکر که روژین جونی خوب خوب خوب تره حالش

فريبا

سلام خوبی خانمی؟ رژین جون خوبه؟[قلب]

جوجوک

كار خوبي كردي رفتي پيش مشاور صحبتهاي مشاور را براي من بنويس الهي دختركت زود زود خوب بشه و ديگه هيچوقت آسمان زندگي تون ابري نشه بوس بوس