باز میسیم بسته میسیم

ما بچه های بلبلیم

دخترخوب وسمبلیم

بازمیسیم

بسته میسیم

سلام به دوست جونای خودم شعر جدید دخترم رو گذاشتم تا یادم نره دیروز چقدر من وروژین وباباعزت بازشدیم وبسته شدیم.

دیشب که مامان فاطی داشت با تلفن حرف میزد گیر داد که منم حرف بزنم بعد که عموش گفت :نمیشه!

خدامیدونه چه بلایی سرش آورد .اولا که کلی گریه زاری کرد وبعدش تک تک به همه یکسری گفت این منو دوا کد.

به عباس میگفت : عباس عمو مازیاروبکسس.

دیگه طوری شدکه بیچاره عمو مازیار کلی عذرخواهی کرد(البته بعد از تنبیه بدنی توسط مامان فاطی .باباعزت وعباس)تا کوتاه اومد تازه زن عمو هم میگفت : بابا جوونی کرده اشتباه کرده توببخشش .

جدیدا یادگرفته ازش می پرسی؟مونه کجا کار میکنه؟

میگه: استاندالی

 

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

فکر کنم صبح ها وقتی به اداره میرسی و تابلوی استاندالی[چشمک] رو می بینی کلی ته دلت براش غش میره[پلک]

مامان مهدیس

سلام. دستش درد نکنه که حساب عمو رو رسید. عمو باید یاد بگیره با بچه کوچیک چطوری رفتار کنه. مونه جون تو استاندالی خوش میگذره؟[قلب]

مخمل

عجب دختري شده اين روژين!!!!خوشم اومد...اينطوريهميشه ميتونه حقشو بگيره...آفرين به اين روحيه [ماچ]

اعظم مامان سپهر

خوب راست ميگه بچم هم گله هم بلبله هم سنبله استاندالي[قهقهه] خيلي با نمكه اين روژين ببوسش حسابي[ماچ]

مامان مائده

[خنده][قهقهه] جیگرتو آخه اینقدر شیرینی.[بغل][ماچ] پونه از طرف من حسابی بچلونش خیلی ماه حرف میزنه.[قلب]

مامان روژين

واي روژين منم هر روز باعث ميشه اين گنجشكهاي كوچيك دور سرمون پرواز كنن ... چقدر شيرين حرف ميزنه روژين جون[قلب]

خانومی آبی‌

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

Aria Lonely

[ناراحت] چی بگم چیزی نگم سبک ترم ممنون سر زدین