دوکلام از مادر عروس

بازم از شیرینهای عسلم براتون بگم.

امروز صبح یکی از کتابهاشو که خودش پاره کرده نشون میده :اینو چی کنم خراب سوده؟

من : مامانی باید بندازیش دور چون پاره شده.

رژین : نه ببریم بانگ دوروسش کنن.(منظور همون بانکه احتمالا از کسی شنیده اسکناسهای پاره واین صحبتا).

************************

دیروز داشتم یه یادداشت از نیازمندیهای  روزانه مون مینوشتم میگه: اگه کارتو انجام دادی لطفا اون مدادو بده بمن.

************************

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
خانومی آبی‌

روزت مبارک پونه نازم [بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه]

سحر

وای چه مودب[قلب] روزت مبارک عزیزم[ماچ]

پرستووو

[ماچ][بغل] روزتون مبارک دوستم ... این فسقلی انگار یه 7-8 سال بزرگتر از سنی که داره زبون داره[ماچ][بغل]

کیزاد وبلاگ نویس نوزاد

شیرینیهای عسلت از حد گذشته. آدم میخواد یه عالمه ماچش کنه و بعد یه لقمه بخورش. (البته بابایی اینا رو گفت. من خودم دوست دارم فقط ماچش کنم). میبینم که موضوع هم درست کردی. [چشمک]

کیزاد وبلاگ نویس نوزاد

راستی باید یه عالمه تشکر کنم که هی به من سر میزدی. ببخشید که من یه مدت نبودم که سر بزنم. آخه بابایی یه ذره مشکل داشت. امیدوارم همیشه سلامت و سلامت و سلامت باشین.