حالت عادی

سلام وصد سلام به دوستای گل ومهربونم

وسلام به تو شیرینی زندگیم

سلامی هزاران وشاید میلیونها آرزوی سلامتی به همراه داره

دختر گلم

تو امروز درست با بیست واندی روز غیبت دوباره برگشتی به مهدکودک در حالیکه یه پالتو وکلاه بسیار قشنگ که هنر دست مامان جوقه پوشیده وهمچنین چکمه های جدیده یاسی رنگتو به پاهای نازنینت کرده بودی.از عکس العمل مربیها نگو ونپرس که علاوه بر خودت کلی برای طریقه لباس پوشیدنت ذوق کردن.البته بعدا عکستو میذارم تا بقیه دوست جوونهام هم ببینن .

حالا نوبت شما مهربوناس که توی این مدت اینقدر منو همراهی کردین واینقدر بمن روحیه دادین واغلب راهنماییم کردین از تک تک شما دوستای گلم ممنونم.

خودتون میدونین ودیگه جای گفتن نداره که بگم دی ماه امسال چقدر به ما سخت گذشت گرچه دوتا مناسبت مهم هم توش بود ولی بی هیچ جشن وسرور وحتی شادیه خشک وخالی طی شد .

توی همین پست جاداره اول تولد همسر مهربون وهمراهمو بهش تبریک بگم البته با هفت روز تاخیر

 

شریک روزهای تلخ و شیرین زندگیم تولدت مبارک...

مهربون من
عباس عزیزم
تو بهترین ،  دوستداشتنی ترین  ودلچسب ترین  هدیه خداوند بودی

از این که در تموم این ١١سال همراه، همدم  و پشتیبانم بودی ازت ممنونم.

همدم لحظه های زیبای زندگیم ،دستهای مهربونت رو به پاس تموم محبتهای خالصانه ات میبوسم و آرزو میکنم که همیشه سایه پر مهرت بر سر من ودخترک نازنینمون باشه

صمیمانه میگویم تو همان بودی که می خواستم واز این بابت خدارابی نهایت سپاسگذارم.

از عباس گل که بگذریم امروز یعنی بیست وهفت دیماه تولد خودمم هست پس تولدم مبارکاز خود راضی.حالا حتما شماها فکر میکنین تولد خودم اومد اینجا آپ کنم ولی تولد همسری نیومدم ولی باور کنین الانم همش توی استرسم که نکنه رژین دوباره سرفه هاش شروع بشه.دعا کنین هیچ بچه ای مریض نشه وکار وکاسبی همه ی دکترا کسادقهقهه

راستی یادم رفت بگم که امتحان آسانسور هم قبول شدیم البته با اختلاف چند نمره ای که ایشون از من بالاتر بودن .

دخترما خیلی شیطون شده ودیگه هیچ چیز جلودارش نیست وبه قولی از دیوار راست میکشه بالا.دیروز که رفته بود خونه ی مامان فاطی اینا فرش کف آشپزخونه رو یکسری با سماق وسری بعد با زعفران چندین ساله به گونه ای مزین کرده بود که الانم آثار رنگ زعفران همچنان در کف دست وپای ایشون به وضوح مشاهده میشود.

توی پرانتز اینم بگم بعلت خرابی سایت آپلودی که من ازش استفاده میکردم مجبور شدم سه چهارتا از پستام رو که شامل عکسای رژین ودوستاش بود رو کامل پاک کنم.

البته تصمیم گرفتم یه آلبوم واسش درست کنم که از تولد تا الان توش عکس بذارم حالا خداکی قسمت کنه نمیدونم.

از اونجاییکه خودم حوصله ام موقع خوندن پستهای بلند وبدون عکس سر میره سرتونو درد نمیارم  وسعی میکنم پست بعدی با عکس بیام

/ 44 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی

سلام ... خوبین؟خوشین؟سلامتین؟ مرسی که به من سر زدین... وب قشنگی دارین ... تولد خودتون و همسرتون هم مبارک باشه .............[هورا] ایشالا جشن تولد صد سالگیتون رو بگیرین.....[لبخند] خدا روژین کوچولو رو همیشه سلامت براتون نگه داره...حالا شیطونی هم کرد اشکالی نداره قشنگیش به همینه....[چشمک] باز هم بیاین اون طرفا ... منم بهتون سر می زنم دوباره حتما....[لبخند]

zanzalil

سلام و تبريك صميمانه. ممنون از تشريف فرماييتون به وبلاگ حقيرانه من. من با بوسيدن بچه ها مخالفم، گازشون ميگيرم!!!

محمدحسین

تولدت مبارک روی دختر ماهت رو هم از طرفمن ببوس

اميد

سلام خوبید؟ وبتون جالبه[گل] موفق باشید همیشه

مامان محمدمهدی

اول تولد خودت بعد هم آقایی مبارک باشه..همیشه کنار هم بمونید..بوس برای دخمل ماهتون روژین..دوستون داریم ومنتظر حضور سبزتونیم.. [گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب][گل][قلب]

لیلی مامان آراز

تولدت مبارک عزیزم. هزار سال به این سالها.[هورا]

مامان سارا

خدا رو شکر که به حالت عادی برگشتی[بغل] این مناسبت های خوب رو هم بهت تبریک میگم امیدوارم سالهای سال در کنار هم خوب و خوش و سلامت زندگی کنید[بغل][ماچ][قلب]

آزاده و ساینا

[بغل][ماچ][ماچ][گل]