میدونی نون چیه؟؟؟؟؟؟+پی نوشت+دوکلام از مادر عروس

چند روز پیش که رفته بودم مهد دنبال دخترکم دیدم واحد کار هفته ی قبلشون نون وآب و... است .

دیشب موقع خواب میگه : میدونی نون چیه ؟

من : (با ذهنیتی که داشتم )نون از گندم درست میشه.

دخترکم: نه میگم میدونی نون چیه نگفتم نون از چی درست میشه.؟

من : نه مامان چیه؟

دخنرکم: نون برکت خداست .خدا نون بمن داده .کار درستی نیست اگه اونو رو زمین بندازیم.خدا دیگه دوستمون نداره.

عزیزکم واقعا لذت بردم.

نازنینم خوشحالم که قدرت درک وفهمت از خیلی آدم بزرگا بیشتر.

جالبترین نکته این مکالمه طرز بیانت بود که مثه مربیها به من میاموختی .

ممنونم ازت .

راستی من دیشب وقتی خوابیده بودی مژهای زیباتو کوتاه کردم چون شنیده بودم رشدشونو بهتر میکنه نمیدونم کارم درست بود یا اشتباه ولی قصدم خوب بود کاش میشد بهت میگفتم یا حتی ازت اجازه میگرفتم الان بدجور احساس گناه میکنم.ببخش منو.

************

پ ن:

اول ازهمه ممنونم از دلداریهاتون مخصوصا هاله بانو که کامنتش مثل آبی که رو آتیش بریزن آرومم کرد.

بعد بریم سراغ دخترکم وشیرین زبونیهاش.

قبلنا از جارو شارژی بشدت میترسی ولی الان ترسش ریخته (البته نه کامل)دیشب خونه دوستم آرزو مهمون بودیم دیدم از مدل جارو شارژی خوشش اومده وکلی باهاش بازی کرد وقتی اشکان خاله آرزو میخواست بترسونتش خانمی شاعر شدن :

جارو شاجی مهلبونه          درد دلاتو میدونه

قابل توجه شاعرین محترم.

بعد جاداره همینجا از مسول مهد دخترم تشکر ویژه کنم چون تو جلسه ی آشنایی سال گذشته حرفهایی که میزدو آثارش کاملا ملموسه یکی از چیزایی که خیلی تاکید داشت این بود که اگه بچه ایی کار بد کرد نگید ای بچه ی بد بجاش بگید کارت خیلی بد بود خودت خوبی من خیلی دوستت دارم ولی از این کارت اصلا خوشم نیومد.

جالبه که این مدل برخورد تو مهد واقعا وجود داره چون رژین چند روز پیش برگشته به عباس: ببین من تو رو تاآسمون  دوس دارم ولی از دستت ناراحتم خیلی.

عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم

دوستت دارمممممممممممممم

قربونت برم

خودافظ رژینم .

خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.

***************************

اینم دوکلام از مامان جان عروس خانوم

دوسه روز پیش گیربکس ماشینمون قاط زد وهرکاری میکردیم دنده جا نمیرفت .

دیروز زحمت روژین افتاد گردن خاله مژگان که بره از مهد ببرتش تو راه پرسیده بوده روژین چرا مامانت نیومد دنبالت.

دخترکم:آخه دسته ی ماشینمون خراب شده بود.

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان رزی

سلام دوست خوبم . توی پست هایت عکس هم بذار. ما دلمون می خواد زود به زود دختر گلمون را ببینیم.[لبخند]

سحر

میگم نترسیدی مژه هاشو کوتاه کردی یه خورده جرات میخواد[چشمک]

مامان مهدیس و محمد راستین

سلام به مونه جون و رژین خوشگل مژه قشنگ.قربون دختر باهوش زرنگ بشم. معلومه بزرگ شه یک استاد تموم عیار میشه که دانشجوهاش عاشقش میشن و همشون هم خوب درسشون رو یاد میگیرند[قلب]

ساناز

چه شیرین زبونه این عروسک دوست داشتنی [ماچ]

سحر

آخه جواب تو یکی رو نمیتونم بدم مجبورم برات شکلک بزارم[نیشخند]

مامان الیانا

من فقط میتونم بگم منم عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتممممممممممممم خیلی ماهی هم خودت هم مامانت [ماچ][ماچ]

رها پویا

[قهقهه] چیه پونه؟ دستت هم برسه میخوای چیکار کنی؟ میدونم که مخفیگاهم رو بلدی[عینک] خوب بابا ما با عمه چیکار داریم میایم صاف پیش خودت. اخماتو وا کن. راستی پونه جان ببخش عزیزم. نتونستم برات بیشتر اطلاعات بگیرم. باز اگه فکر میکنی کاری از دستم بر میاد بگو. جای من هم تبریک بگو [گل]

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرشکرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا" اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید با تشکر از شما دوست عزیز[گل]